در این مقاله به بررسی داستان کامل بازی Devil May Cry 4 که در سال ۲۰۰۸ توسط شرکت Capcom منتشر شد، میپردازیم. این بازی از نظر خط زمانی داستان، پیش از رویدادهای Devil May Cry 2 اتفاق میافتد. نکته قابل توجه این است که با انتشار نسخه 5 بازی، خط زمانی دچار تغییر شده و جایگاه قسمت دوم و چهارم جا به جا میشود. در این نسخه، ماجراهای نرو در کنار دانته را دنبال میکنیم. برای مطالعه ای دلنشین و نگاهی دقیق به داستان بازی، همراه گیم بلید باشید.
آنچه در این مقاله می خوانید...
قهرمان جدید
مهمترین ویژگی این نسخه، معرفی شخصیتی جدید به نام نرو (Nero) به عنوان قهرمان اصلی داستان است. برخلاف قسمتهای پیشین که تمرکز کامل روی دانته بود، در Devil May Cry 4 بخش عمدهای از روایت از دید نرو دنبال میشود و دانته بیشتر در نقش شخصیتی تأثیرگذار بر روند داستان ظاهر میشود. این تغییر در ابتدا برای بسیاری از طرفداران غافلگیرکننده بود، اما نرو به لطف شخصیت متفاوت، سبک مبارزه منحصربهفرد و تواناییهای ویژه خود، بهسرعت جایگاهش را در میان شخصیتهای محبوب این مجموعه پیدا کرد.

داستان کلی
داستان Devil May Cry 4 در شهر ساحلی فورتونا (Fortuna) جریان دارد؛ شهری که تحت نفوذ و حاکمیت یک سازمان مذهبی-نظامی به نام فرقه شمشیر (Order of the Sword) اداره میشود. مردم فورتونا، اسپاردا (Sparda)، شوالیه افسانهای تاریکی که قرنها پیش جهان انسانها را از سلطه شیاطین نجات داد، به عنوان یک قهرمان مقدس و ناجی پرستش میکنند. فرقه شمشیر نیز خود را حافظ میراث اسپاردا میداند و شوالیههای آن، که با نام Holy Knights شناخته میشوند، مسئول حفظ امنیت شهر و اجرای آیینهای مذهبی هستند.
با این حال، در پس این چهره آرام و مذهبی، حقیقتی تاریک پنهان شده است. سانکتوس (Sanctus)، رهبر فرقه، و آگنوس (Agnus)، دانشمند و کیمیاگر ارشد آن، مخفیانه در حال اجرای نقشهای خطرناک هستند. آنها با انجام آزمایشهای ممنوعه و استفاده از قدرت شیاطین، به دنبال دستیابی به نیرویی فراتر از انسانها و به دست گرفتن قدرت مطلق هستند؛ نقشهای که سرنوشت فورتونا و ساکنانش را در معرض تهدیدی بزرگ قرار میدهد.

آغاز داستان - نقطه دید تازه
داستان بازی در جریان مراسم سالانه فرقه شمشیر آغاز میشود. نرو (Nero)، شوالیهای جوان و سرکش که عضوی از این فرقه است، در مراسمی حضور دارد که به افتخار اسپاردا برگزار شده است. در حالی که سانکتوس مشغول سخنرانی است، نرو که حوصلهاش از مراسم سر رفته تصمیم میگیرد آنجا را ترک کند. اما ناگهان مردی مرموز با لباس قرمز، یعنی دانته (Dante)، از سقف شیشهای کلیسا وارد میشود و در برابر چشمان حاضران به سانکتوس و چند تن از شوالیهها حمله میکند.
نرو که از این اتفاق شوکه و خشمگین شده است، بلافاصله به مقابله با دانته میپردازد. در جریان درگیری، او موفق میشود با ضربهای تماشایی، دانته را با شمشیر خودش به مجسمه عظیم اسپاردا میخکوب کند. با این حال، دانته بهسادگی خود را آزاد میکند و پیش از آنکه نرو بتواند حقیقت ماجرا را بفهمد، از محل فرار میکند.
در ادامه، حقیقتی عجیب آشکار میشود؛ شوالیههایی که توسط دانته کشته شدهاند، در واقع موجوداتی شیطانی بودهاند که در ظاهر انسان زندگی میکردند. این موضوع باعث میشود نرو نسبت به آنچه در فرقه شمشیر در حال وقوع است، دچار تردید شود.
او که در ابتدا به دنبال یافتن دانته و گرفتن انتقام بود، بهتدریج متوجه میشود ماجرا بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که تصور میکرد. نرو در مسیر جستوجوی حقیقت، با توطئهای بزرگ روبهرو میشود و برای نجات کسانی که برایش اهمیت دارند، وارد نبردی سرنوشتساز میشود.

شخصیت های اصلی
نرو (Nero)
شخصیت اصلی Devil May Cry 4، شوالیهای جوان، سرکش و عضو فرقه شمشیر است که برخلاف بسیاری از اعضای این سازمان، اعتقاد چندانی به آموزهها و تشریفات مذهبی آن ندارد. او بازوی راستی اهریمنی به نام Devil Bringer دارد؛ نیرویی مرموز که تواناییهای فراطبیعی در اختیارش قرار میدهد، اما در عین حال باعث شده نرو همواره احساس متفاوت بودن کند و بازوی خود را از دید دیگران پنهان نگه دارد.
برخلاف دانته که معمولاً شخصیتی خونسرد، شوخطبع و بیتفاوت از خود نشان میدهد، نرو فردی احساساتیتر است و تصمیمهایش را بیشتر بر اساس عواطف و روابط شخصی خود میگیرد. مهمترین انگیزه او در طول داستان، محافظت از کایری (Kyrie)، دختری است که برایش اهمیت زیادی دارد.
در ابتدای بازی، نرو از گذشته واقعی خود و ارتباطش با خاندان اسپاردا اطلاعی ندارد. با این حال، نشانههای مختلفی در طول داستان به ارتباط او با این خاندان افسانهای اشاره میکنند. بعدها در ادامه مجموعه مشخص میشود که نرو در واقع از نسل اسپاردا بوده و پسر ویرجیل (Vergil)، برادر دانته، است؛ موضوعی که جایگاه او را در داستان کلی سری Devil May Cry بسیار مهمتر میکند.
کایری (Kyrie)
کایری، خواهر کوچک کردو (Credo)، یکی از اعضای فرقه شمشیر و خواننده مراسم مذهبی این سازمان است. او از کودکی در کنار نرو و برادرش بزرگ شده و رابطهای عمیق و صمیمی با نرو دارد. کایری شخصیتی مهربان، دلسوز و وفادار دارد و در میان فضای تاریک و پرآشوب داستان، نمادی از آرامش، امید و انسانیت به شمار میرود.
اگرچه کایری نقش مستقیمی در نبردها و اتفاقات اصلی بازی ندارد، اما حضور او تأثیر زیادی بر روند داستان میگذارد. نجات او به مهمترین انگیزه نرو تبدیل میشود و بسیاری از تصمیمها و اقدامات شخصیت اصلی از علاقه و وفاداری او به کایری سرچشمه میگیرد. به همین دلیل، کایری بیش از آنکه یک شخصیت فرعی ساده باشد، قلب احساسی داستان و مهمترین دلیل مبارزه نرو در طول بازی محسوب میشود.

کردو (Credo)
برادر بزرگ کایری و فرمانده شوالیههای مقدس فرقه شمشیر است. او فردی منضبط، شرافتمند و وفادار به آرمانهای فرقه به شمار میرود. کردو در ابتدا نرو را شوالیهای سرکش و دردسرساز میداند، اما پس از آگاهی از حقیقت و نقشههای سانکتوس، در کنار نرو قرار میگیرد و برای محافظت از خواهرش و نجات فورتونا، فداکاری بزرگی انجام میدهد.
سانکتوس (Sanctus)
رهبر فرقه شمشیر، در ابتدا شخصیتی خردمند، مهربان و مقدس به نظر میرسد که مورد احترام مردم فورتونا است. اما با پیشروی داستان، چهره واقعی او آشکار میشود. سانکتوس پس از بازگشت به زندگی با استفاده از قدرت اسپاردا، جاهطلبیهای پنهان خود را نمایان میکند و نشان میدهد که برای دستیابی به قدرت مطلق و جاودانگی، حاضر است هر بهایی را بپردازد. او در واقع مغز متفکر نقشههای فرقه و شرور اصلی داستان به شمار میرود.
آگنوس (Agnus)
آگنوس، دانشمند و کیمیاگر ارشد فرقه شمشیر، شخصیتی عجیب و تا حدی دیوانه است که نقش مهمی در اجرای نقشههای سانکتوس دارد. او مسئول ساخت دروازههای جهنم (Hell Gates) و خلق شوالیههای آنجلو (Angelo) است و با انجام آزمایشهای خطرناک، موجوداتی را از ترکیب انسان و دیو به وجود میآورد. آگنوس را میتوان مغز علمی و فنی فرقه دانست؛ فردی که دانش خود را بدون توجه به پیامدهای اخلاقی، در خدمت جاهطلبیهای سانکتوس قرار داده است.

رویداد ها و نبرد های مهم
نبرد نرو با بریال (Berial)
در اوایل داستان، نرو به یکی از دروازههای جهنم در زیر قلعه فورتونا میرسد. نگهبان این دروازه، بریال (Berial)، یکی از فرمانروایان قدرتمند جهنم آتش است. نبرد میان نرو و این هیولای عظیم، یکی از نخستین آزمونهای بزرگ او محسوب میشود و نقش مهمی در اثبات تواناییهایش دارد.
افشای حقیقت در آزمایشگاه آگنوس
نرو در جریان تعقیب دانته، به آزمایشگاه مخفی آگنوس راه پیدا میکند. آنجا حقیقت هولناکی را کشف میکند؛ آگنوس با استفاده از اجساد انسانها و نیروی شیاطین، شوالیههای Angelo را خلق کرده و دروازههای جهنم نیز به دستور سانکتوس ساخته شدهاند تا شیاطین را وارد دنیای انسانها کنند.
در همین بخش، نرو توسط شوالیههای آنجلو محاصره میشود، اما قدرت نهفته در بازویش بیدار شده و برای نخستین بار وارد حالت Devil Trigger میشود. او همچنین شمشیر یاماتو (Yamato)، میراث ویرجیل، را به دست میآورد.
مطالب پیشنهادی :
نبرد با کردو (Credo)
پس از بازگشت نرو به مقر فرقه، کردو به دستور سانکتوس به یک شوالیه آنجلو تبدیل شده و با او مبارزه میکند. این نبرد، یکی از احساسیترین رویاروییهای بازی است. نرو در نهایت موفق میشود کردو را شکست داده و او را به حالت عادی بازگرداند. اما کمی بعد، آگنوس کایری را میرباید.
کردو که به حقیقت پی برده است، علیه سانکتوس میایستد، اما در نهایت به دست او کشته میشود و جان خود را برای محافظت از نرو و کایری فدا میکند.
نبرد با سانکتوس و منجی (The Savior)
در بخش پایانی داستان، سانکتوس با استفاده از قدرت اسپاردا و شمشیر یاماتو، مجسمه غولپیکر The Savior را فعال میکند و کایری را در قلب آن زندانی میسازد. نرو برای نجات او خود را تسلیم میکند تا بتواند به درون این موجود نفوذ کند.
در همین زمان، دانته نیز وارد میدان میشود و با حمله به منجی، راه را برای نرو باز میکند. او یاماتو را به نرو میرساند و نرو با بهرهگیری از قدرت اهریمنی خود و نیروی یاماتو، مجسمه را از درون نابود کرده و سانکتوس را برای همیشه شکست میدهد.

حماسه احساسی
پس از نابودی منجی (The Savior) و شکست سانکتوس, نرو و کایری که سرانجام آزاد شده است، یکدیگر را در آغوش میگیرند. کایری که حالا از ماهیت واقعی نرو و بازوی اهریمنی او آگاه شده، همچنان او را میپذیرد و میان آنها دیالوگی احساسی و عاشقانه شکل میگیرد.
در ادامه، دانته شمشیر یاماتو (Yamato) را به نشانه اعتماد به نرو به او میسپارد و با جملهای کوتاه از او خداحافظی میکند: «بعداً میبینمت، پسر». سپس شهر فورتونا را ترک میکند تا بار دیگر مسیر شکار شیاطین را در نقاط دیگر جهان ادامه دهد.
با وجود اینکه در این نسخه نقش دانته نسبت به گذشته کمتر است، بسیاری از طرفداران معتقدند نیمه دوم بازی که کنترل دوباره به دانته بازمیگردد، از نظر گیمپلی جذابتر و سرگرمکنندهتر است و تنوع بیشتری به تجربه کلی بازی اضافه میکند.

سخن پایانی
Devil May Cry 4 گامی مهم اما در عین حال پرچالش برای گسترش جهان این مجموعه محسوب میشود. معرفی نرو به عنوان شخصیت اصلی جدید، ظرفیت بالایی برای آینده فرانچایز ایجاد کرد؛ شخصیتی با بازوی اهریمنی و روحیهای احساسیتر از دانته که میتوانست طیف تازهای از مخاطبان، بهویژه بازیکنان جوانتر را جذب کند. با این حال، برخی طرفداران قدیمی از کاهش نقش دانته و تمرکز بیشتر بازی بر نرو انتقاد داشتند.
از نقاط قوت داستانی بازی میتوان به شروع پرتنش آن با قتل ظاهری سانکتوس توسط دانته، شکلگیری رابطه احساسی میان نرو و کایری، و فداکاری کردو در مسیر داستان اشاره کرد. در مقابل، یکی از ضعفهای اصلی بازی به ساختار نیمه دوم آن برمیگردد؛ جایی که بازیکن دوباره همان مراحل و باسهایی را تجربه میکند که پیشتر با نرو پشت سر گذاشته بود، موضوعی که حس تکرار و کاهش تنوع را ایجاد میکند.
در مجموع، شخصیتپردازی نرو تا حد زیادی موفق عمل کرد. او به عنوان «دیو احساساتی» معرفی میشود؛ شخصیتی که برخلاف دانته، احساسات خود را بروز میدهد، عشق میورزد و به رابطهاش با کایری وفادار میماند.
