در این مقاله به بررسی داستان کامل بازی Devil May Cry 2 که در سال ۲۰۰۳ توسط شرکت Capcom منتشر شد، میپردازیم؛ این بازی اگرچه دومین عنوان منتشرشده در سری است، اما از نظر خط زمانی داستان، پس از رویدادهای Devil May Cry 4 قرار میگیرد و در حال حاضر یکی از آخرین ماجراجوییهای دانته در جدول زمانی این مجموعه محسوب میشود. در ادامه این مقاله، نگاهی دقیقتر به داستان Devil May Cry 2 خواهیم داشت. با گیم بلید همراه باشید.
آنچه در این مقاله می خوانید...
داستان کلی
در این نسخه، بازیکنان بار دیگر کنترل دانته، شکارچی افسانهای شیاطین، را بر عهده میگیرند. با این حال، شخصیت او نسبت به نسخه نخست تغییر قابل توجهی کرده است. دانته که در قسمت اول با شوخطبعی، اعتمادبهنفس و شخصیت کاریزماتیک خود شناخته میشد، در Devil May Cry 2 رفتاری جدیتر، کمحرفتر و سردتر دارد؛ تغییری که همواره یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای این نسخه در میان طرفداران بوده است.
داستان Devil May Cry 2 در جزیره داماری (Dumary Island)، واقع در شهر خیالی ویه دو مارلی (Vie de Marli)، جریان دارد. این جزیره سالها پیش صحنه نبردی بزرگ میان نیروهای تاریکی و اسپاردا (Sparda)، شوالیه افسانهای شیاطین و پدر دانته، بوده است. اکنون سالها از آن رویداد گذشته و آرامش ظاهری بر منطقه حاکم شده است.
با این حال، شایعاتی درباره فعالیتهای مشکوک یک تاجر ثروتمند بینالمللی به نام آریوس (Arius) و ارتباط او با نیروهای ماورایی به گوش میرسد. آریوس در تلاش است مراسمی باستانی را اجرا کند تا دیو افسانهای آرگوساکس (Argosax) را از زندان چند هزار سالهاش آزاد کرده و قدرت عظیم او را به دست آورد. این اتفاق، دانته را وارد ماجرایی تازه میکند؛ ماجرایی که بار دیگر سرنوشت جهان را با نیروهای شیطانی گره میزند.

روایت داستان و ارتباط به نسخه قبل
از نظر روایی، Devil May Cry 2 ارتباط مستقیمی با نسخه اول ندارد و بسیاری از شخصیتها و اتفاقات مهم آن بازی در این قسمت حضور کمرنگی دارند.
- در Devil May Cry نخست، دانته با تریش (Trish)، متحد شد و در نهایت موفق به شکست موندوس (Mundus)، امپراتور جهان شیاطین، شد.
- پس از پایان آن ماجرا، تریش به عنوان شریک دانته در دفتر Devil Never Cry باقی ماند و همکاری خود را با او ادامه داد.
- با این حال، در Devil May Cry 2 نه تریش نقش پررنگی دارد و نه خبری از شخصیتهایی مانند لیدی (Lady) است. همین موضوع باعث شده برخی طرفداران معتقد باشند که دانته در این دوره از زندگی خود، پس از اتفاقات گذشته و تجربیات تلخ متعدد، شخصیتی جدیتر، کمحرفتر و تا حدی افسردهتر پیدا کرده است.
اگرچه این برداشت هرگز بهصورت رسمی در داستان بازی تأیید نمیشود، اما میتواند تا حدی تغییر رفتار و شخصیت دانته در این نسخه را توضیح دهد.

آغاز ماجرای جدید دانته
داستان بازی در یک موزه قدیمی آغاز میشود؛ جایی که دانته (Dante) برای به دست آوردن یک سکه باستانی ارزشمند به نام مدالیا (Medaglia) وارد آن میشود. در همان زمان، زنی چابک و مو قرمز به نام لوسیا (Lucia) نیز با هدفی مشابه در موزه حضور دارد. پس از رویارویی کوتاه با گروهی از شیاطین، این دو با یکدیگر آشنا میشوند.
لوسیا از دانته دعوت میکند تا به جزیره داماری (Dumary Island) سفر کند. پس از ورود به جزیره، آنها با میتیر (Matier)، مادرخوانده لوسیا و یکی از جنگجویان کهنهکار مبارزه با شیاطین، ملاقات میکنند. میتیر فاش میکند که سالها پیش در کنار اسپاردا (Sparda) برای محافظت از این سرزمین جنگیده است.
او از دانته میخواهد تا در متوقف کردن آریوس (Arius) و نقشه خطرناکش برای آزاد کردن آرگوساکس (Argosax) کمک کند. دانته نیز طبق عادت همیشگی خود، تصمیمش را به شانس میسپارد؛ او سکهای را به هوا پرتاب میکند و پس از آمدن شیر، درخواست میتیر را میپذیرد و وارد ماجراجویی جدیدی میشود.

شخصیت های اصلی
دانته (Dante)
پسر اسپاردا که در این نسخه بسیار کم حرف و جدی است. برخلاف نسخه سوم که پر از شوخیهای خیابانی بود، اینجا خبری از آن شخصیت پر سروصدا نیست و او بیشتر شبیه یک سامورایی خاموش عمل میکند. او با پرتاب سکهای که ظاهراً دو روی یکسان دارد، تصمیمات خود را میگیرد.
لوسیا (Lucia)
یک دیوکُش (Demon Hunter) مو قرمز که توسط میتیر بزرگ شده است. او سریع، چابک و بسیار مصمم است. در طول بازی مشخص میشود که لوسیا در واقع یک موجود مصنوعی (انساننمای ساخته شده) است که توسط آریوس خلق شده است. این کشف هولناک، او را دچار بحران هویت میکند، زیرا میترسد که خود روزی به یک دیو تبدیل شود.
میتیر (Matier)
مادرخوانده لوسیا و یکی از جنگجویان اسطورهای جزیره. او در جوانی با اسپاردا هم پیمان بوده است. او رابط اصلی بین دانته و تاریخچه خانواده اش محسوب میشود.
آریوس (Arius) - شرور اصلی
یک تاجر بینالمللی ثروتمند که تشنه قدرت مطلق است. او قصد دارد با استفاده از تکههای طلسم کهن به نام آرکانا (Arcana)، دیو آرگوساکس را احضار کرده و قدرت الهی به دست آورد .
آرگوساکس (Argosax)
دیوی افسانهای که روزگاری بر جهان زیرین حکومت میکرد، تا اینکه توسط اسپاردا زندانی شد. او دشمن نهایی بازی است که در نهایت به شکل «تجسم یأس» (The Despair Embodied) درمیآید؛ موجودی هرمافرودیت که میتواند بین دو حالت مذکر و مونث تغییر جنسیت دهد .

اتفاقات و نبرد های مهم
نبرد در برج اوروبوروس (Uroboros)
لوسیا تصمیم میگیرد به تنهایی به مقر آریوس، یعنی برج عظیم اوروبوروس، نفوذ کند و مراسم احضار آرگوساکس را متوقف سازد. اما تلاش او موفقیتآمیز نیست و پس از رویارویی با نیروهای آریوس، شکست خورده و به اسارت درمیآید.
معامله دانته با آریوس
پس از اسارت لوسیا، دانته برای نجات او وارد عمل میشود. آریوس در ازای آزادی لوسیا، تکههای آرکانا (Arcana) را که برای اجرای مراسم احضار ضروری هستند، طلب میکند. دانته ظاهراً با این درخواست موافقت میکند، اما طبق عادت همیشگیاش نقشه دیگری در سر دارد؛ او به جای یکی از قطعات اصلی، یک سکه تقلبی را در میان آرکانا قرار میدهد.
نبرد نهایی با آریوس
آریوس مراسم احضار را آغاز میکند و تصور میکند به قدرت و جاودانگی دست یافته است. اما به دلیل وجود قطعه جعلی، مراسم بهدرستی انجام نمیشود و نقشه او با شکست روبهرو میگردد. در ادامه، دانته با آریوس روبهرو شده و در نبردی سرنوشتساز او را شکست میدهد و به جاهطلبیهایش پایان میدهد.
ورود به جهان اهریمن و رویارویی با آرگوساکس
با وجود شکست آریوس، دروازهای به جهان اهریمن گشوده میشود. دانته سکه خود را به لوسیا میسپارد، سوار موتور سیکلتش میشود و برای پایان دادن به تهدید اصلی وارد این جهان میشود.
آرگوساکس ابتدا به شکل موجودی عظیم و آشفته به نام Chaos ظاهر میشود؛ تودهای از بقایای هیولاها و شیاطین شکستخورده. پس از نابودی این شکل، فرم نهایی او با نام The Despair Embodied نمایان میشود؛ موجودی قدرتمند و فرشتهمانند که یکی از عجیبترین و بهیادماندنیترین باسهای مجموعه به شمار میرود. دانته پس از نبردی دشوار و حماسی، آرگوساکس را نیز شکست میدهد و تهدید او را برای همیشه از میان برمیدارد.

پایان ماجرای دانته یا بازگشت او؟
پس از شکست آرگوساکس، دروازه میان دنیای انسانها و جهان اهریمن بسته میشود و دانته در آن سوی پورتال گرفتار میماند. لوسیا و میتیر که در ساحل جزیره منتظر او هستند، نگران سرنوشتش میشوند. با این حال، میتیر با اطمینان به لوسیا یادآوری میکند که اسپاردا نیز سالها پیش سفری مشابه را تجربه کرده بود و سرانجام بازگشت.
اندکی بعد، لوسیا سکهای را که دانته پیش از رفتن به او داده بود برمیدارد و با دقت به آن نگاه میکند. در کمال تعجب متوجه میشود که هر دو روی سکه یکسان هستند. این کشف معنای تازهای به رفتار دانته میدهد؛ او هرگز تصمیمهای مهم خود را به شانس واگذار نمیکرد و از همان ابتدا تصمیم گرفته بود شخصاً وارد پورتال شود تا لوسیا از خطر در امان بماند.
در صحنه پایانی بازی، مدتی از این اتفاقات گذشته است. لوسیا در دفتر Devil May Cry تنها نشسته و در سکوت به یاد دانته است. ناگهان صدای آشنای موتور سیکلتی از بیرون ساختمان به گوش میرسد. چهره لوسیا که تا آن لحظه غمگین و نگران بود، با لبخندی از امید روشن میشود و او از جای خود بلند شده و به سمت در حرکت میکند.
پایان بازی سرنوشت دانته را بهطور مستقیم نشان نمیدهد، اما به شکلی امیدوارکننده این پیام را منتقل میکند که او بار دیگر راه بازگشت را پیدا کرده است.

جمع بندی
در مجموع، Devil May Cry 2 از نظر داستان و شخصیتپردازی نتوانست موفقیت نسخه اول را تکرار کند. برخلاف قسمت نخست که روایت جذابتر و شخصیتهای ماندگارتری داشت، این نسخه با دانتهای کمحرف و سرد، داستانی نسبتاً ساده و شخصیتهایی که فرصت کافی برای پرداخت پیدا نمیکنند، روبهرو است.
لوسیا به عنوان مهمترین شخصیت جدید بازی، ایدهها و پتانسیل قابل توجهی داشت؛ بهویژه زمانی که هویت واقعی او فاش میشود. با این حال، بازی از این ظرفیت بهطور کامل استفاده نمیکند و در نتیجه ارتباط عاطفی بازیکن با او محدود باقی میماند.
با وجود این ضعفها، بازی لحظات و ایدههای ارزشمندی نیز در خود دارد. آرگوساکس و بهخصوص فرم نهایی او با نام The Despair Embodied از خلاقانهترین و متفاوتترین باسهای مجموعه به شمار میروند. همچنین پایانبندی بازی، با سرنوشت نامشخص دانته و افشای راز سکه دو رو، یکی از احساسیترین و بهیادماندنیترین لحظات داستانی این مجموعه را رقم میزند و نشان میدهد که تیم سازنده در خلق صحنههای تأثیرگذار توانایی بالایی داشته است.
در نهایت، هرچند Devil May Cry 2 از نظر روایت و شخصیتپردازی به سطح نسخه اول نرسید، اما تجربهای ارزشمند برای کپکام بود و درسهای مهمی برای آینده این مجموعه به همراه داشت. همین بازخوردها باعث شد در Devil May Cry 3 شاهد بازگشت دانتهای کاریزماتیک، شوخطبع و پرانرژی باشیم؛ شخصیتی که بعدها به یکی از محبوبترین قهرمانان دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل شد.
