در سالهای اخیر، ترکیب ژانرهای مختلف به یکی از محبوبترین رویکردها در صنعت بازیهای ویدیویی تبدیل شده است. استودیوهای مستقل بیش از هر زمان دیگری تلاش میکنند با تلفیق ایدههای آشنا، تجربههایی تازه خلق کنند؛ آثاری که بتوانند هم مخاطبان سبکهای مختلف را جذب کنند و هم هویت مستقلی برای خود بسازند. در میان این آثار، Witchspire یکی از پروژههایی است که از همان نخستین نمایشها توجه بسیاری از علاقهمندان را به خود جلب کرد و توانست پیش از انتشار، جامعه قابل توجهی از دنبالکنندگان را پیرامون خود شکل دهد. برای بررسی بازی Witchspire همراه گیمبلید باشید.
پیشگفتار
استودیوی Envar با نخستین اثر بزرگ خود تلاش کرده وارد بازاری شود که رقابت در آن بسیار شدید است و موفقیت تنها با داشتن یک ایده جذاب تضمین نمیشود. Witchspire از همان ابتدا با وعده ارائه دنیایی جادویی، فضایی چشمنواز و تجربهای متفاوت توانست انتظارات قابل توجهی ایجاد کند؛ انتظاراتی که حالا با عرضه نسخه Early Access بازی، بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین بازیکنان و منتقدان قرار گرفتهاند. اما آیا Witchspire میتواند فراتر از ظاهر امیدوارکننده خود ظاهر شود و به یکی از آثار موفق این سبک تبدیل گردد، یا فعلاً تنها با پروژهای روبهرو هستیم که پتانسیلهایش بیش از دستاوردهای کنونی آن به چشم میآیند؟
داستان | برگزیدهای که هنوز هدفش مشخص نیست
بسیاری از بازیهای سبک بقا و جهانباز معمولاً داستان را به عنوان عنصری ثانویه در نظر میگیرند و تمرکز اصلی خود را روی آزادی عمل بازیکن، ساختوساز و پیشرفت شخصیت قرار میدهند. Witchspire نیز در وضعیت فعلی Early Access تا حد زیادی از همین فرمول پیروی میکند. با این حال، سازندگان تلاش کردهاند یک چارچوب روایی ابتدایی برای جهان بازی ایجاد کنند تا ماجراجویی بازیکن صرفاً به جمعآوری منابع و ارتقای تجهیزات محدود نشود.
در آغاز ماجراجویی، شخصیت اصلی به عنوان فردی «برگزیده» معرفی میشود؛ شخصیتی که ظاهراً نقش مهمی در آینده این دنیا بر عهده دارد. مشکل اینجاست که بازی در ساعات ابتدایی توضیح چندانی درباره مفهوم این برگزیدگی ارائه نمیدهد. بازیکن میداند که جایگاه ویژهای دارد، اما دلیل این موضوع، اهداف پیش رو و حتی خطراتی که جهان را تهدید میکنند به شکلی مبهم مطرح میشوند.
همین مسئله باعث میشود روایت در نخستین ساعات بازی نتواند آن حس کنجکاوی قدرتمندی را ایجاد کند که معمولاً در آثار موفق نقشآفرینی مشاهده میشود. بسیاری از بازیهای بزرگ ژانر RPG از همان دقایق ابتدایی مخاطب را با یک بحران، یک فاجعه یا یک اتفاق تأثیرگذار مواجه میکنند تا انگیزه لازم برای ادامه مسیر شکل بگیرد. اما Witchspire ترجیح داده با رویکردی آرامتر و تدریجی پیش برود؛ تصمیمی که هرچند با فضای آرام و فانتزی بازی هماهنگ است، اما در عمل ممکن است باعث شود برخی بازیکنان ارتباط عمیقی با روایت برقرار نکنند.
از خلال کتابها و نوشتههای پراکنده در محیط بازی مشخص میشود که شخصیت اصلی در جستجوی دوستان گمشده خود است. این ایده روی کاغذ ظرفیت مناسبی برای خلق یک روایت احساسی دارد، اما مشکل از جایی آغاز میشود که بازی پیش از مطرح کردن این هدف، هیچ فرصتی برای شناخت این افراد در اختیار بازیکن قرار نمیدهد. در نتیجه زمانی که مأموریت یافتن آنها مطرح میشود، اهمیت احساسی این هدف به اندازه کافی ملموس نیست.

پیشدرآمدی برای یک آپدیت بزرگ
با وجود این کاستیها، نمیتوان گفت جهان Witchspire فاقد ظرفیت داستانپردازی است. برعکس، ساختار کلی آن نشان میدهد که سازندگان تلاش کردهاند بستر مناسبی برای توسعه روایت در بهروزرسانیهای آینده ایجاد کنند. رازهای پنهان، کتابهای پراکنده در محیط و اشارههای محدود به گذشته شخصیت اصلی همگی عناصری هستند که میتوانند در آینده به داستانی عمیقتر و غنیتر منجر شوند.
در وضعیت فعلی، داستان Witchspire بیشتر شبیه پیشدرآمدی برای ماجراهای بزرگتر است تا یک روایت کامل و پرداختشده. این بخش هنوز نیازمند شخصیتپردازی قویتر، اهداف مشخصتر و رویدادهایی است که بتوانند بازیکن را از لحاظ احساسی با جهان بازی درگیر کنند. با این حال، پایههای اولیه آن به اندازهای امیدوارکننده هستند که بتوان به آینده این بخش خوشبین بود.
داستان Witchspire در این نسخه فقط یک جرقه است؛ جرقهای که هنوز به آتشی بزرگ تبدیل نشده است.

گیمپلی | ترکیب جاهطلبانه چند ژانر مختلف
اگر داستان هنوز در مراحل اولیه شکلگیری قرار داشته باشد، گیمپلی دقیقاً نقطه مقابل آن است. بخش عمده جذابیت Witchspire در وضعیت فعلی از ساختار گیمپلی آن سرچشمه میگیرد؛ بخشی که نشان میدهد سازندگان از همان ابتدا درک نسبتاً درستی از عناصر سرگرمکننده ژانر بقا و نقشآفرینی داشتهاند.
Witchspire تلاش میکند چندین سبک مختلف را در قالب یک تجربه واحد ترکیب کند. بازی همزمان عناصر نقشآفرینی، بقا، ساختوساز، جمعآوری موجودات جادویی و همکاری چندنفره را در خود جای داده است. چنین ترکیبی معمولاً ریسک بالایی دارد، زیرا کوچکترین عدم تعادل میتواند باعث شود یکی از بخشها بر سایر قسمتها غلبه کند یا کل تجربه هویت خود را از دست بدهد. با این حال Witchspire در نسخه فعلی موفق شده تعادل قابل قبولی میان این سیستمها برقرار کند.

آزادی عمل در یک جهان جادویی
از همان لحظهای که آموزش ابتدایی بازی به پایان میرسد و بازیکن وارد جهان اصلی میشود، حس آزادی بهشکلی ملموس خود را نشان میدهد. بازی بدون آنکه مدام مسیر مشخصی را به شما تحمیل کند، مجموعهای از اهداف و فعالیتهای مختلف را پیش رویتان قرار میدهد. همین موضوع باعث میشود روند پیشرفت حالتی طبیعی به خود بگیرد و بازیکن احساس نکند صرفاً در حال دنبال کردن فهرستی از وظایف از پیش تعیین شده است.
یکی از نکات مثبت Witchspire این است که تقریباً تمام سیستمهای اصلی آن از همان ساعات ابتدایی به شکلی ساده و قابل فهم معرفی میشوند. فرآیند یادگیری مکانیکها هرگز پیچیده یا خستهکننده نیست و بازی بدون استفاده از آموزشهای طولانی و آزاردهنده، بازیکن را بهتدریج با امکانات مختلف خود آشنا میکند. این مسئله بهخصوص برای افرادی که تجربه چندانی در بازیهای سبک بقا ندارند، اهمیت زیادی پیدا میکند.
در عین حال، Witchspire موفق شده میان عناصر بقامحور و نقشآفرینی تعادل مناسبی برقرار کند. بسیاری از بازیهای این سبک یا بیش از حد روی بقا تمرکز میکنند و یا آنقدر درگیر سیستمهای نقشآفرینی میشوند که هویت اصلی خود را از دست میدهند. اما در اینجا هیچیک از این دو بخش بر دیگری سایه نمیاندازد. پیشرفت شخصیت، جمعآوری منابع، ساخت تجهیزات و گسترش پایگاه همگی بهشکلی هماهنگ در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هر کدام نقش مشخصی در چرخه کلی بازی ایفا میکنند.

جادو جایگزین ابزارهای سنتی
یکی از جذابترین ویژگیهای بازی، نحوه تلفیق جادو با فعالیتهای روزمره است. در بسیاری از بازیهای بقا، قطع درختان، استخراج سنگ یا جمعآوری منابع به فعالیتهایی تکراری و خستهکننده تبدیل میشوند. اما Witchspire تلاش کرده این فرآیندها را با هویت جادویی جهان خود هماهنگ کند. ابزارهای استخراج و جمعآوری در قالب جادو عمل میکنند و همین موضوع باعث میشود حتی سادهترین فعالیتها نیز حس متفاوتی داشته باشند.
سیستم ساختوساز نیز یکی از نقاط قوت بازی محسوب میشود. ایجاد ساختمانها و گسترش پایگاه اصلی نه تنها ساده و روان است، بلکه جلوههای بصری و انیمیشنهای مرتبط با آن نیز به خوبی با فضای فانتزی بازی هماهنگ شدهاند. حضور موجودات همراه یا Familiars نیز به این سیستم عمق بیشتری میبخشد و باعث میشود فرآیند توسعه پایگاه صرفاً به جمعآوری منابع محدود نشود.

مبارزات سرگرمکننده با سبکهای مختلف
در بخش مبارزات، Witchspire فعلاً رویکردی نسبتاً ساده اما کارآمد را دنبال میکند. برخلاف بسیاری از بازیهای نقشآفرینی که سعی دارند از همان ابتدا بازیکن را با دهها مهارت، کمبو و مکانیک پیچیده بمباران کنند، این بازی ترجیح داده ساختاری قابل فهم و روان ارائه دهد؛ تصمیمی که با ماهیت آرامتر و اکتشافی آن کاملاً همخوانی دارد.
مهمترین ویژگی سیستم مبارزات، تفاوت محسوس میان دو سبک اصلی نبرد است. بازیکنان میتوانند از Wand یا همان عصاهای جادویی برای حملات دوربرد استفاده کنند یا با انتخاب Spellblade وارد درگیریهای نزدیکتر شوند. نکته مثبت اینجاست که این تفاوت صرفاً به نوع سلاح محدود نمیشود و ریتم مبارزات را نیز تغییر میدهد. استفاده از عصاها بیشتر بر حفظ فاصله، مدیریت موقعیت و شلیک جادوها متمرکز است، در حالی که Spellblade بازیکن را به حضور فعالتر در میدان نبرد و درگیری مستقیم با دشمنان تشویق میکند.
این تنوع هرچند در نسخه فعلی هنوز به سطح آثار بزرگ نقشآفرینی نرسیده، اما به اندازهای هست که بازیکنان بتوانند سبک مورد علاقه خود را پیدا کنند. در واقع، مبارزات بازی بیش از آنکه بر پیچیدگی تکیه داشته باشند، بر راحتی و دسترسپذیری تمرکز دارند؛ موضوعی که احتمالاً برای مخاطبان سبک Cozy Survival یک مزیت محسوب میشود.
جادو نیز نقش مهمی در هویت مبارزات ایفا میکند. تقریباً تمام درگیریها یادآور این موضوع هستند که شما در قالب یک جادوگر به ماجراجویی مشغول هستید. جلوههای بصری جادوها، نحوه استفاده از سلاحها و طراحی کلی نبردها باعث میشود مبارزات با فضای فانتزی جهان بازی هماهنگ باقی بمانند. این هماهنگی میان طراحی هنری و مکانیکهای مبارزه یکی از نقاط قوتی است که هویت Witchspire را از بسیاری از بازیهای بقامحور مشابه متمایز میکند.

تنوع کلاسها
سیستم کلاسبندی بازی نیز نقش مهمی در افزایش تنوع تجربه ایفا میکند. شش کلاس اولیه باعث میشوند هر بازیکن بتواند مسیر متفاوتی را آغاز کند و در بخش چندنفره نیز ترکیب کلاسها اهمیت بیشتری پیدا میکند. این مسئله بهخصوص برای افرادی که قصد دارند بازی را همراه دوستان خود تجربه کنند ارزش بالایی دارد.
برخلاف بسیاری از بازیهای سبک بقا که انتخاب کلاس تنها روی چند عدد و ویژگی اولیه تأثیر میگذارد، در Witchspire هر کلاس تلاش میکند هویت مشخصی به شخصیت بازیکن ببخشد. انتخاب کلاس نهتنها تجهیزات ابتدایی و آمار اولیه را تغییر میدهد، بلکه روی نحوه مواجهه بازیکن با ساعات نخست بازی نیز تأثیرگذار است. در نتیجه، دو بازیکن که کلاسهای متفاوتی را انتخاب کردهاند، ممکن است تجربه نسبتاً متفاوتی از مراحل ابتدایی ماجراجویی خود داشته باشند.
این تنوع از همان ابتدای بازی قابل مشاهده است. برخی کلاسها بیشتر روی استفاده از جادوهای دوربرد تمرکز دارند، در حالی که برخی دیگر برای رویارویی مستقیم با تهدیدات طراحی شدهاند. همین تفاوتها باعث میشود بازیکنان بتوانند سبک بازی مورد علاقه خود را پیدا کنند و به جای دنبال کردن یک مسیر از پیش تعیینشده، تجربهای شخصیتر داشته باشند.
اهمیت این سیستم زمانی بیشتر نمایان میشود که وارد بخش چندنفره شوید. در این حالت، انتخاب کلاس دیگر صرفاً یک تصمیم فردی نیست و میتواند روی عملکرد کل گروه تأثیر بگذارد. حضور بازیکنانی با کلاسهای مختلف باعث میشود هر عضو تیم نقش متفاوتی بر عهده بگیرد و گروه بتواند چالشهای مختلف را با انعطاف بیشتری مدیریت کند. به همین دلیل، بازی به شکل غیرمستقیم بازیکنان را تشویق میکند که از کلاسهای متنوع استفاده کنند و همه اعضای گروه سراغ یک سبک مشابه نروند.
نکته مثبت دیگر این است که سیستم کلاسبندی در وضعیت فعلی بازی پیچیدگی غیرضروری ندارد. بازیکنان تازهوارد میتوانند بدون نیاز به مطالعه طولانی درباره آمار و ارقام، کلاس مورد نظر خود را انتخاب کنند و وارد جهان بازی شوند. در عین حال، تفاوتهای موجود به اندازهای محسوس هستند که انتخاب کلاس بیاهمیت یا صرفاً تزئینی به نظر نرسد.
گیمپلی Witchspire شاید هنوز کامل نباشد، اما هسته آن به اندازهای قدرتمند است که بازیکن را بارها به دنیای خود بازگرداند.

گرافیک | جهانی جادویی و چشمنواز
اگر بخواهیم از میان بخشهای مختلف Witchspire یکی را انتخاب کنیم که در همان دقایق ابتدایی بیشترین تأثیر را روی مخاطب میگذارد، بدون تردید باید به طراحی هنری و هویت بصری آن اشاره کرد. این بازی از آن دسته آثاری نیست که بخواهد با فناوریهای گرافیکی پیشرفته یا جزئیات خیرهکننده فنی قدرت خود را به رخ بکشد. در عوض، سازندگان مسیر متفاوتی را انتخاب کردهاند؛ مسیری که بر خلق یک فضای فانتزی دلنشین و آرامشبخش استوار است.
از همان نخستین قدمها در جهان بازی، مشخص میشود که تیم سازنده بیش از هر چیز روی اتمسفر تمرکز کرده است. محیطهای سرسبز، نورپردازی نرم، رنگبندی زنده و طراحی فانتزی عناصر مختلف باعث شدهاند جهان Witchspire حس و حالی گرم و دوستداشتنی داشته باشد. این همان نوع طراحیای است که بازیکن را تشویق میکند بدون هیچ عجلهای در محیط قدم بزند، به گوشه و کنار نقشه سرک بکشد و صرفاً از حضور در این دنیا لذت ببرد.

هویتی مستقل به جای واقعگرایی
نکته جالب توجه اینجاست که Witchspire تلاش نمیکند به سمت واقعگرایی حرکت کند. برعکس، بازی هویت بصری مستقلی برای خود ساخته که بیشتر بر پایه رنگهای شاد، جلوههای جادویی و فضاسازی فانتزی شکل گرفته است. همین تصمیم باعث شده جلوههای بصری بازی حتی با وجود محدودیتهای فنی یک پروژه Early Access همچنان جذاب و دلنشین به نظر برسند.
یکی دیگر از نقاط قوت بخش گرافیکی، هماهنگی کامل میان طراحی هنری و هویت کلی بازی است. تقریباً تمام عناصر موجود در جهان بازی، از ساختمانها گرفته تا منابع طبیعی و جلوههای جادویی، در راستای خلق یک فضای جادوگری آرام و دوستداشتنی طراحی شدهاند. در نتیجه جهان Witchspire هرگز مانند مجموعهای از المانهای پراکنده به نظر نمیرسد و انسجام هنری قابل توجهی در سراسر آن دیده میشود.

انیمیشنهایی فراتر از انتظار
در بسیاری از آثار مشابه، جمعآوری منابع و ساخت تجهیزات پس از چند ساعت به فرآیندی کاملاً مکانیکی تبدیل میشود؛ فعالیتهایی که بازیکن صرفاً برای پیشرفت در بازی آنها را انجام میدهد و معمولاً توجه چندانی به نحوه نمایششان ندارد. اما Witchspire تلاش کرده حتی در سادهترین تعاملات نیز هویت جادویی جهان خود را حفظ کند. به همین دلیل، تقریباً هر عملی که بازیکن انجام میدهد با نوعی جلوه بصری یا حرکت خاص همراه است که یادآور ماهیت فانتزی این دنیا است.
این مسئله بهخصوص در سیستم ساختوساز بازی نمود بیشتری پیدا میکند. به جای آنکه ساختمانها به شکلی ناگهانی و بدون مقدمه در محیط ظاهر شوند، فرآیند شکلگیری آنها با افکتهای جادویی و انیمیشنهایی همراه است که حس کنترل نیروهای ماورایی را به بازیکن منتقل میکنند. نتیجه کار این است که ساخت یک سازه جدید صرفاً یک فعالیت کاربردی نیست، بلکه به بخشی از تجربه بصری بازی تبدیل میشود.
در استفاده از جادوها نیز همین دقت دیده میشود. افکتهای نور، حرکات دست شخصیت و واکنش محیط به برخی تواناییها باعث شده جادوها وزن و هویت مشخصی داشته باشند. شاید این جلوهها از نظر فنی در سطح پرهزینهترین بازیهای AAA قرار نگیرند، اما به لطف هماهنگی کامل با سبک هنری بازی، تأثیرگذاری قابل توجهی دارند و هرگز مصنوعی یا ناهماهنگ به نظر نمیرسند.
نکته مهمتر این است که این انیمیشنها صرفاً برای زیبایی طراحی نشدهاند. آنها نقش مهمی در جلوگیری از یکنواخت شدن گیمپلی ایفا میکنند. زمانی که بازیکن ساعتها مشغول جمعآوری منابع، ساخت تجهیزات یا توسعه پایگاه خود است، همین جزئیات کوچک هستند که از تبدیل شدن فعالیتهای روزمره به کارهایی خستهکننده جلوگیری میکنند. در واقع، Witchspire به خوبی درک کرده که در یک بازی بقامحور، کیفیت ارائه فعالیتهای تکرارشونده به اندازه خود مکانیکها اهمیت دارد.
البته همه چیز بینقص نیست. با وجود زیبایی محیطها، جهان بازی در برخی مناطق از کمبود جزئیات محیطی و عناصر تعاملی رنج میبرد. همین مسئله گاهی باعث میشود برخی نواحی بزرگتر از آنچه واقعاً هستند به نظر برسند و حس خالی بودن محیط تقویت شود. با این حال این مشکل بیشتر به طراحی جهان مربوط میشود تا کیفیت گرافیکی بازی.
طراحی هنری Witchspire بیش از آنکه چشم را خیرهی واقعگرایی کند، مخاطب را مجذوب اتمسفر خود میکند.

موسیقی و صداگذاری | همراهی آرام برای یک ماجراجویی جادویی
موسیقی Witchspire شاید از آن دسته موسیقیهایی نباشد که پس از پایان بازی بتوانید بهراحتی یکی از قطعاتش را زمزمه کنید، اما دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که از یک اثر در این سبک انتظار میرود؛ خلق اتمسفر و تقویت حس حضور در جهانی جادویی.
از همان دقایق ابتدایی، موسیقی متن با استفاده از ملودیهای آرام و فضاسازی ملایم تلاش میکند حس آرامش و ماجراجویی را به بازیکن منتقل کند. سازندگان بهجای استفاده از قطعات پرهیجان و حماسی، رویکردی محتاطانهتر را انتخاب کردهاند؛ تصمیمی که کاملاً با ماهیت Cozy و آرام بازی هماهنگ است. نتیجه این رویکرد آن است که موسیقی هرگز تلاش نمیکند مرکز توجه باشد، بلکه همواره در پسزمینه حضور دارد و به شکل نامحسوسی فضای جهان را غنیتر میکند.
در هنگام گشتوگذار میان دشتها، جنگلها و مناطق مختلف بازی، قطعات موسیقی به خوبی با حال و هوای محیط هماهنگ میشوند. این آثار بیشتر بر ایجاد حس رمزآلود بودن جهان و تقویت فضای فانتزی آن تمرکز دارند تا خلق لحظاتی سینمایی و پرتنش. به همین دلیل موسیقی Witchspire بیش از آنکه به آثار اکشن نقشآفرینی شباهت داشته باشد، یادآور بازیهایی است که هدف اصلی آنها ایجاد حس آرامش و غرق کردن بازیکن در محیط است.
طراحی صدا نیز عملکرد قابل قبولی از خود نشان میدهد. صدای جادوها، افکتهای محیطی و واکنشهای مختلف جهان بازی به اندازه کافی واضح و متناسب با فضای اثر هستند. هنگام استفاده از جادوها، افکتهای صوتی به انتقال حس قدرت و انرژی کمک میکنند و در کنار جلوههای بصری، هویت جادویی بازی را تقویت میکنند.
البته موسیقی متن در وضعیت فعلی هنوز فاقد آن قطعات ماندگاری است که بتوانند به بخشی از هویت بازی تبدیل شوند. در بسیاری از مواقع، موسیقی بیشتر نقش یک همراه نامرئی را ایفا میکند تا عنصری که بتواند بهتنهایی در ذهن مخاطب باقی بماند. این موضوع لزوماً یک ضعف بزرگ محسوب نمیشود، اما باعث میشود موسیقی Witchspire در مقایسه با برخی آثار برجسته ژانر نقشآفرینی، کمتر فرصت درخشش پیدا کند.
نکتهای که امیدوارکننده بهنظر میرسد، هماهنگی بسیار خوب میان موسیقی، جلوههای صوتی و طراحی هنری بازی است. حتی زمانی که جهان بازی در برخی مناطق خلوت به نظر میرسد، موسیقی و صداگذاری کمک میکنند حس حضور در یک سرزمین جادویی حفظ شود. این هماهنگی باعث شده تجربه شنیداری بازی هرچند انقلابی یا فراموشنشدنی نباشد، اما در خدمت اتمسفر کلی اثر قرار بگیرد و نقش خود را به خوبی ایفا کند.
هر نت در Witchspire آجر کوچکی است که به ساختن این دنیای فانتزی کمک میکند.

سخن پایانی و نمره نهایی
بازی Witchspire در شرایط فعلی بیش از آنکه یک محصول کامل و بینقص باشد، نماینده پروژهای است که آیندهای امیدوارکننده پیش روی خود میبیند. اثری که از همان نخستین ساعات حضور در دنیای خود موفق میشود هویت مستقلی برای خود شکل دهد و نشان دهد سازندگان آن تنها به دنبال تکرار فرمولهای آشنا نبودهاند. در دورانی که بسیاری از بازیهای مستقل برای جلب توجه به ایدههای عجیب یا مکانیکهای پیچیده متکی هستند، این بازی با تکیه بر فضاسازی دلنشین، انسجام کلی و درک درست از مخاطب هدف خود مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. نباید فراموش کرد که هنوز با نسخه Early Access طرف هستیم و بسیاری از بخشهای بازی ظرفیت رشد و تکامل بیشتری دارند.
نقاط قوت
- طراحی هنری چشمنواز و هویت بصری منحصربهفرد
- عملکرد فنی بسیار پایدار برای یک بازی Early Access
- اتمسفر جادویی و آرامشبخش
- چرخه پیشرفت اعتیادآور و سرگرمکننده
- استفاده خلاقانه از جادو در فعالیتهای مختلف
- سیستم کلاسبندی مناسب و ایجاد تنوع در تجربه بازیکنان
- تجربه چندنفره روان و لذتبخش
- انیمیشنهای باکیفیت و هماهنگ با فضای فانتزی بازی
نقاط ضعف
- روایت ضعیف و کمبود انگیزه کافی برای دنبال کردن ماجراها
- جهان بازی در بسیاری از مناطق بیش از حد خلوت است
- تعداد محدود NPCها و تعاملات محیطی
- کمبود فعالیتهای جانبی و مأموریتهای فرعی
- شخصیسازی نسبتاً محدود شخصیت اصلی
- تنوع نهچندان زیاد دشمنان در وضعیت فعلی
- برخی از سیستمها هنوز به عمق و محتوای بیشتری نیاز دارند
