یکی از مدیران پیشین راکاستار معتقد است حتی جسورانهترین ایدههایی که در این استودیو مطرح شده بودند، در نهایت نمیتوانستند به کیفیت و تأثیرگذاری Grand Theft Auto برسند؛ هرچند او در عین حال، تصمیم لاریان برای فاصله گرفتن از Baldur’s Gate 4 را اقدامی شجاعانه و پرریسک میداند.
در سالهای اخیر، تمرکز راکاستار تقریباً بهطور کامل روی دو مجموعه Grand Theft Auto و Red Dead Redemption بوده و خبری از آیپیهای متنوعتری مانند Max Payne، L.A. Noire یا پروژههای تازه نیست. با این حال، به گفته یکی از مدیران فنی سابق این استودیو که نقش مهمی در شکلگیری نسخههای کلاسیک GTA داشته، این رویکرد نهتنها اشتباه نبوده، بلکه منطقیترین تصمیم ممکن به شمار میآید.
از نگاه او، زمانی که یک استودیو صاحب یک برند فوقالعاده موفق و جریانساز است، فاصله گرفتن از آن و سرمایهگذاری روی ایدههای کاملاً جدید چندان توجیهپذیر نیست. به باور این توسعهدهنده، هر ایده خلاقانه یا غیرمتعارفی که در ذهن تیم شکل میگرفت، بهتر بود در قالب GTA پیادهسازی شود تا اینکه بهعنوان یک پروژه مستقل وارد چرخه تولید شود.
او به پروژههایی اشاره میکند که هرگز به سرانجام نرسیدند؛ از جمله یک بازی زامبیمحور در جزیرهای در اسکاتلند یا پروژهای با حالوهوای جاسوسی و دوران جنگ سرد. با این حال، تأکید میکند که هیچکدام از این ایدهها فرصت از دسترفته محسوب نمیشوند. از دید او، چنین بازیهایی نهتنها به سطح GTA نمیرسیدند، بلکه احتمالاً به اتلاف زمان و منابع منجر میشدند و تمرکز تیم را از مهمترین دارایی استودیو دور میکردند.

با وجود این نگاه محافظهکارانه، او برای استودیوهایی که برخلاف جریان موفقیت حرکت میکنند، احترام زیادی قائل است. بهعنوان نمونه، تصمیم لاریان استودیوز برای بازگشت به مجموعه Divinity بهجای ادامه مستقیم Baldur’s Gate، از نظر او اقدامی جسورانه به حساب میآید. این تصمیم در حالی گرفته شده که Baldur’s Gate 3 موفقیتی عظیم برای لاریان رقم زد و ادامه دادن آن از نظر تجاری مسیر سادهتری بود.
به باور این توسعهدهنده باسابقه، کنار گذاشتن مسیری که موفقیت آن تضمینشده به نظر میرسد، انتخابی آسان نیست و ریسک بالایی دارد. با این حال، همین ریسکپذیری میتواند نشانهای از استقلال خلاقانه باشد؛ مسیری که اگرچه دشوارتر است، اما لزوماً به تکرار و فرسایش یک برند منتهی نمیشود.
در مجموع، این دیدگاه تصویری دوگانه از صنعت بازی ارائه میدهد: از یک سو، تمرکز کامل روی یک برند غولپیکر مانند GTA که منطقی و اقتصادی است؛ و از سوی دیگر، انتخابهای جسورانهای مانند تصمیم لاریان که نشان میدهد گاهی فاصله گرفتن از موفقیت، خود میتواند نوعی جسارت خلاقانه باشد.
