نقد و بررسی Elden Ring که یک بازی اکشن و ماجراجویی است، برای هر گیمری لذت زیادی دارد. این بازی به دلیل نبردهای پرتنش و فضای رازآلودی که دارد، به سطح تازه و خاصی رسیده است. حال و هوا و شیوهای که این بازی دارد دوباره به من یادآوری کرد که در این جهان تا چه اندازه کوچک و ناچیز هستم و هنوز چه سفر عظیم و دشواری در پیش دارم. در ادامه به نقد و بررسی بازی میپردازیم و نکات رازآلود و کلیدی که نمیدانستید را بررسی میکنیم، با ما همراه باشید.
بازی elden ring واقعا چه شکلی است؟ برای کسانی که این بازی را ندیدهاند و تصویری ندارند، تصور کردن این شاهکار دشوار است. این بازی بیشتر شبیه به نقش آفرینی دهه 2000 است تا dark soulsها. این بازی جایی است که ماموریتها چیزهایی هستند که به خاطر میآورید، نه اینکه صرفا در روی یک نقطه و مسیر سرگردان باشید. تمام امکاناتی که لازم دارید را در بازی در اختیار دارید و همین موضوع جالبی است. چیزی که در این بازی وجود دارد، امکان هر مرگ لحظهای است که هیجان و شجاعت بازی را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی به شما نمیگوید چه کنید! سفر ماجراجویی در این گیم از شخص شما شروع میشود و این ماجراجویی به شما تحمیل نمیشود. هوش مصنوعی طبق مسیری از پیش تعیین شده دائما معما را برای شما حل نمیکند و فقط سفر ماجراجویانهتان را شروع خواهید کرد. این بازی، یک محصول نقش آفرینی فانتزی و واقعی است، ویژگی باز گذاشتن دست در این بازی و وقت تلف نکردن، لایق تحسین است.
Elden ring یک بازی دارک و غم انگیز است؛ زیبایی این بازی در تاریکی و غم است. اگر بخواهیم با شما رک باشیم باید بگوییم که کاملا غم انگیز است. غمگین بودن این بازی، با نهایت زیبایی هنرمندانه طراحی شده است. همهچیز با دقت در جزئیات و فضای بازی است؛ فرقی نمیکند که در غار بروید یا فضای بیرون. همه چیز هنرمندانه و با درکمال زیبایی طراحی شده. با نگاهی به اطراف به راحتی میتوانید بفهمید که کجا هستید و برای بازی غم انگیزی به این زیبایی کار کردن، منحصر به فرد است. به نبردها، فلس اژدها، خز خرس، برگهای درخت و همهی این جزئیات، تنوع و ساختار سلاح را هم اضافه کنید. دقت به هرکدام از این جزئیات چشمها را نوازش میکند.
از نظر موسیقی، من الدن رینگ را به عنوان یکی از بهترین موسیقیهای بازیهای اخیر نامگذاری میکنم. اگرچه به نوعی میتواند هنگام ورود به یک منطقه، اضطراب را تحریک کند؛ اما شگفتانگیز است که چقدر میتواند با وضعیت احساسی بازی هماهنگ باشد. در بازیای که حتی وقتی فکر میکنیم “امن” هستیم، استرس ایجاد میکند و گیمر را تحت فشار قرار میدهد.

در دنیای وسیع Elden Ring جزئیاتی نهفتهاند که حتی با ساعتها بازی هم ممکن است از چشم شما پنهان بمانند. اینها 5 مورد از جذابترین این جزئیات داستانی هستند:
- لیورنیا در حال غرق شدن است:
شهر بزرگ لیورنیا (Liurnia) به آرامی در آب فرو میرود. علت اصلی این فرو رفتن، نشت مواد سمی از دریاچه پوسیدگی (Lake of Rot) است که در زیر پایههای شهر قرار دارد. پوسیدگی جوهر نابودی است و به مرور شالوده شهر را از بین میبرد.
- نژاد نوکس (Nox) مورچهها را به بردگی گرفتهاند:
در تاریخ جهان بازی، مشخص میشود که مردم نژاد “نوکس” موجودات غولپیکر مورچه (Giant Ants) را مجبور به بردگی کردهاند.
- الکساندر از گوشت مرده ساخته شده:
شخصیت محبوب Alexander، جنگجوی گلدانی، در واقع از “گوشت مرده” ساخته شده است؛ این نشان میدهد که بسیاری از موجودات در این دنیا، ترکیبی از ماده و روح هستند.
- هیولاهای ستارهای سقوط کرده تبدیل به اَستِل (Astel) میشوند:
موجودات مرموزی که به عنوان Falling Star Beasts شناخته میشوند، در واقع به موجودی بزرگتر و بسیار قدرتمندتر به نام Astel تبدیل میشوند.
- نپِلی یک شخصیت مهم است:
نپلی (Nepheli) که توسط گیدیون ادوپ (Gideon Ofnir) به فرزندی پذیرفته شده، به احتمال زیاد یکی از شخصیتهای کلیدی در شجرهنامهی سلطنتی طلایی است؛ این موضوع نشان از اهمیت پنهان او دارد.
از نظر تکنیکی باید گفت که این گیم پلیر ساختهی استودیو فرام سافتور، طراحی همان سازندگانی است که با بازیهای Dark Souls و Sekiro:Shadow Die Tweice شناخته میشوند که به Soulsborne میشناسند. تمامی این بازیها به دلیل سختی زیاد، به بازیهای نامدار این روزها تبدیل شدهاند. مبارزه با باسهای طاقت فرسا، دنیاهای بیرحم، و فضاهایی که کوچکترین اشتباه را بیدرنگ جریمه میکنند. در کنار تمام این چالشها بازی های فرام سافتور به دلیل کنترلهای دقیق و واکنشهای عالی بینظیرند. به صورتی که اگر بازنده باشی، نشانه عملکرد خودت است.
غافلگیر نشوید! الدن رینگ دقیقا همانطور است؛ در جهان بیرونی میدوی، میپری، جاخالی میدهی و از فایتها زیرکانه و حرفهای فرار میکنی. هر باس در بازی، مثل یک هیولا درسی جدید به پلیر میهد و این شباهت الدن رینگ به مجموعه Monster Hunter است.

در نهایت، Elden Ring چیزی فراتر از یک بازی اکشن یا نقشآفرینی است؛ این اثر، سفری فلسفی در میان تاریکی و امید است. سفری که نهتنها مهارت، بلکه صبر، تفکر و درک از «جهان بیرحم اما زیبا» را میطلبد. بازی مرز میان آزادی و اضطراب را به زیبایی از هم میدرد و به بازیکن یاد میدهد که رشد، از شکست زاده میشود. هر نبرد، هر مرگ، و هر پیروزی در الدن رینگ تصویری از خودِ انسان است که در میان چالشهای زندگی به جستوجوی معنا ادامه میدهد. از نظر هنری، این بازی ترکیب بینظیری از تاریکی و زیبایی است و از نظر تکنیکی، نشانگر بلوغ فرمول کلاسیک Soulsborne در قالب جهانی باز و پویا. شاید بزرگترین دستاورد Elden Ring این باشد که به گیمر نشان میدهد: در جهانی که پر از شکست و ناامیدی است، ادامه دادن خود نوعی پیروزی است.
