بازی Hades 2 ادامهای مستقیم و روایی بر نسخه نخست این مجموعه محسوب میشود؛ اثری که داستان آن، برخلاف بسیاری از دنبالهها، نهتنها به وقایع گذشته متکی است، بلکه آنها را بسط داده و پیامدهایشان را به شکل جدی به تصویر میکشد. اگر Hades داستان گریز، هویت و بازسازی یک خانواده ازهمگسیخته بود، Hades 2 روایتی است درباره فروپاشی نظم، بازگشت یک تهدید کهن و تقابل با مفهومی فراتر از یک دشمن فیزیکی: زمان. در ادامه همراه گیم بلید باشید.
پس از وقایع نسخه اول، تعادل نسبی به جهان زیرین بازمیگردد. زاگروس، فرزند هادس، چرخه بیپایان فرار و مرگ را به ابزاری برای آشتی، شناخت و پیوند میان جهان زیرین و المپ تبدیل میکند. پرسفونه به جایگاه خود بازمیگردد و خانواده هادس، هرچند نه بینقص، اما دوباره در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
با این حال، این آرامش شکننده است. در پس این نظم تازه، نیرویی کهن در حال بازگشت است؛ نیرویی که حتی خدایان نیز گمان میکردند برای همیشه از میان رفته است.
کرونوس، تایتان زمان و پدر خدایان، با حملهای ناگهانی به جهان زیرین بازمیگردد. این یورش نهتنها ساختار قدرت را درهم میشکند، بلکه بنیان خانواده هادس را نیز متلاشی میکند.
در جریان این حمله، جهان زیرین سقوط میکند، هادس از تخت خود کنار زده میشود و اعضای خانواده از یکدیگر جدا میشوند. در این آشوب، سرنوشت دختری خردسال برای همیشه تغییر میکند؛ دختری که بعدها به نام ملینوئه شناخته میشود.
ملینوئه، فرزند هادس و پرسفونه و خواهر زاگروس، در زمان حمله کرونوس بسیار کوچک است. برای محافظت از او، هکاته، جادوگر چهارراهها و الهه جادو، سرپرستیاش را بر عهده میگیرد و او را از دید تایتان زمان پنهان میکند.
ملینوئه در انزوا بزرگ میشود؛ بدون خاطرهای روشن از خانواده، اما با آگاهی کامل از تهدیدی که کرونوس برای جهان و نظم هستی ایجاد کرده است. هکاته او را نه برای زندگی عادی، بلکه برای یک هدف مشخص پرورش میدهد: مقابله با زمان و شکست دادن کرونوس.
داستان Hades 2 از زمانی آغاز میشود که ملینوئه مأموریت خود را عملاً شروع میکند. او شببهشب از چهارراهها عبور میکند و وارد مسیرهایی میشود که به اعماق جهان زیرین، و بعدها به سطح زمین، منتهی میشوند.

روایت بازی ساختاری غیرخطی دارد. داستان نه از طریق یک مسیر مستقیم، بلکه از خلال گفتوگوها، تعاملها و تکرار نبردها شکل میگیرد. هر شکست و هر بازگشت، بخشی تازه از گذشته و حال را آشکار میکند و تصویری تدریجی از فاجعهای که کرونوس رقم زده، به نمایش میگذارد.
در ابتدا، هدف ملینوئه بازپسگیری جهان زیرین و شکست کرونوس به نظر میرسد. اما با پیشروی داستان، روشن میشود که تهدید زمان محدود به اعماق نیست. خانواده و خدایان از ملینوئه میخواهند که به سطح زمین نیز برود و مسیر رسیدن به المپ را هموار کند.
این مأموریت، ذات وجودی ملینوئه را به چالش میکشد. او موجودی وابسته به جهان زیرین است و طبق قوانین هستی، نباید بتواند به سطح زمین قدم بگذارد. با این حال، جادوگری و آیینهایی که از هکاته آموخته، به او امکان میدهد بر محدودیتهای سرنوشت خود غلبه کند.
زمانی که ملینوئه برای نخستین بار موفق میشود کرونوس را شکست دهد، مشخص میشود که نابودی او ممکن نیست. کرونوس تنها بهطور موقت از هم میپاشد و زمان برای بازسازی خود عقبنشینی میکند.
در همین نقطه، اتفاقی سرنوشتساز رخ میدهد: ملینوئه با برادرش زاگروس در گذشته ارتباط برقرار میکند. این ارتباط زمانی نشان میدهد که نقشه واقعی، تنها شکست دادن یک دشمن نیست، بلکه تغییر مسیر بازگشت زمان است.
زاگروس، قهرمان نسخه اول، در این روایت نقشی غیرمستقیم اما حیاتی دارد. او در زمان خود مأمور میشود درباره ماهیت کرونوس تحقیق کند؛ پیش از آنکه این تایتان دوباره قدرت بگیرد و هادس را سرنگون کند.
ملینوئه، هکاته و زاگروس به این نتیجه میرسند که تنها راه پایان دادن به تهدید کرونوس، اجرای وردی خاص است: انحلال زمان. اجرای این آیین نیازمند شکستهای پیاپی کرونوس، جمعآوری شن زودیاک و دستیابی به دانشی است که حتی خدایان از آن بیخبرند.

در کنار ورد نهایی، ملینوئه به سلاحی نیاز دارد که توان مقابله با تایتان زمان را داشته باشد. پس از تکرار نبردها، زاگروس به این نتیجه میرسد که گیگاروس تنها ابزار ممکن برای این کار است. با دستیابی به این سلاح، ملینوئه یک گام اساسی به پایان مأموریت خود نزدیک میشود.
پیش از رسیدن به پایان واقعی، ملینوئه باید با تهدیدی دیگر روبهرو شود: تایفون، هیولای عظیم سطح زمین. برای بهدست آوردن مادهای به نام آنتروپی، شکست دادن تایفون ضروری است.
این نبردها از دشوارترین آزمونهای ملینوئه محسوب میشوند و نشان میدهند که تهدید فروپاشی، تنها به زمان محدود نیست، بلکه کل نظم جهان را دربر گرفته است.
پس از جمعآوری تمام اجزای لازم، ملینوئه برای آخرین بار با کرونوس روبهرو میشود. این نبرد، صرفاً تقابلی فیزیکی نیست، بلکه مواجههای فلسفی میان اراده و زمان است.
در نقطهای غیرمنتظره، ملینوئه تصمیم میگیرد کرونوس را نابود نکند. او زمان را متوقف نمیکند، بلکه مسیر آن را تغییر میدهد.
پس از این انتخاب، نسخهای متفاوت از کرونوس پدیدار میشود؛ موجودی آرامتر که نتیجه تغییرات زمانی و تصمیمهای زاگروس در گذشته است. او از ملینوئه میخواهد بقایای تاریک وجودش را از جهان زیرین پاک کند تا این مسیر تازه پابرجا بماند.
بدین ترتیب، پایان Hades 2 نه یک پایان مطلق، بلکه آغازی تازه است. داستان اصلی به سرانجام میرسد، اما جهان بازی همچنان زنده میماند و امکان ادامه روایت در قالب محتوای پس از پایان فراهم میشود.
