در این مقاله به نقد و بررسی بازی Kingdom Come Deliverance میپردازیم؛ عنوانی که ورود به دنیای آن، تجربهای مثل یک شوک فرهنگی بود. در این بازی، خبری از اژدها، جادو، شمشیرهای نورانی یا موجودات افسانهای نیست. شما نقش پسر جوانی را ایفا میکنید که در دنیایی بیرحم زندگی میکند؛ دنیایی که در آن هر لحظه ممکن است زندگیتان با اصابت یک تیر یا ضربه شمشیر به پایان برسد. در این بازی هیچ قهرمان شکستناپذیری وجود ندارد. در ادامه این مقاله، با گیم بلید همراه باشید.
آنچه در این مقاله می خوانید...
معرفی بازی
بازی Kingdom Come: Deliverance محصول استودیوی Warhorse Studios است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد؛ یک نقشآفرینی جهانباز اولشخص که تمرکز ویژهای بر واقعگرایی تاریخی دارد. وقایع داستان در قرن پانزدهم میلادی در منطقه بوهم (جمهوری چک امروزی) رخ میدهد. برخلاف آثار مشهور این سبک مانند Witcher یا Skyrim، این بازی فاقد هرگونه المان فانتزی است و تلاش میکند سبک زندگی، شیوههای مبارزه، سیاست و چالشهای اجتماعی آن دوران را به شکلی دقیق شبیهسازی کند. در این بازی شما کنترل «هنری»، پسر یک آهنگر را بر عهده دارید که زندگیاش پس از حمله نیروهای دشمن به روستا، کشتار مردم و نابودی خانهاش، دستخوش تغییری بزرگ میشود.

داستان
داستان بازی از نقطهای ساده آغاز میشود: هنری، پسر آهنگر، برای رساندن یک شمشیر سفارشی راهی میشود، اما وقتی به روستا بازمیگردد، همهچیز به آتش کشیده شده و خون همهجا را فرا گرفته است. او پدر و مادر و خانهاش را از دست داده و در همین لحظه، برخلاف بسیاری از بازیهای دیگر، انگیزهاش نجات جهان نیست؛ بلکه انتقامی شخصی است.
نقطه قوت داستان، واقعی بودن شخصیتها و روایت آن است. در روند بازی، هنری از پسری روستایی، ساده و کمتجربه به جنگاوری ماهر تبدیل میشود، اما هرگز حس یک قهرمان شکستناپذیر را به شما منتقل نمیکند. مأموریتها سرشار از تصمیمهای اخلاقی هستند و درست مانند زندگی واقعی، گاهی آرام و گاهی پرتنش پیش میروند. داستان اصلی بازی میتواند شما را حدود ۴۰ تا ۵۰ ساعت سرگرم کند.

گیم پلی
در این بخش از نقد و بررسی بازی Kingdom Come Deliverance به بخشی میپردازیم که موجب خاص بودن این اثر شده است. گیمپلی این بازی تجربهای است که یا عاشقش میشوید یا از آن متنفر؛ بیایید صادق باشیم، تسلیم شدن در نیمه اول بازی طبیعی است.
مبارزات: بازی از یک سیستم پنججهته (Five-point star) بهره میبرد که بر اساس شمشیرزنی واقعی قرونوسطی طراحی شده است. در ابتدا ممکن است حس کنید دستوپایتان بسته است و هر بار که با غریبهای در زره کامل روبرو میشوید، تنها راه چاره فرار باشد. اما با تمرین با برنارد، کاپیتان نگهبانان، مبارزه تبدیل به یک رقص مرگبار میشود؛ ضربه به نقاط مختلف بدن، خستهکردن حریف و دفاع، همگی نیازمند زمانبندی بسیار دقیق هستند.
بقا و نیازها: هنری باید بخورد، بخوابد و زخمهایش را پانسمان کند؛ حتی زرههای شما نیز نیاز به تمیزکاری دارند. این المانها شاید گاهی خستهکننده به نظر برسند، اما عمق واقعگرایی بازی را چندین برابر کردهاند.
مأموریتها: هر مأموریت راهکارهای چندگانهای دارد. برای مثال، برای ورود به یک صومعه میتوانید خود را جای یک راهب جا بزنید، شبانه از دیوار بالا بروید یا با تهیه یک سند جعلی وارد شوید. انعطافپذیری در بازی بالاست و حق انتخاب با شماست.

گرافیک
با وجود گذشت سالها از انتشار بازی، گرافیک آن هنوز هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد. جنگلهای بوهم، طلوعهای صبحگاهی، زرههای براق و طراحی واقعگرایانه چهره شخصیتها، همگی باورپذیر و شگفتانگیز هستند. با این حال، عیب بزرگ بازی، وجود باگهای عجیب و غریب است؛ افت فریم در نسخه کنسولی، ناپدید شدن بافتها (Texture) و مواردی از این دست، گاهی سد راه لذت بردن از جلوههای بصری بازی میشود. اگرچه با آپدیتهای بعدی این مشکلات تا حد زیادی کاهش یافت، اما متأسفانه هرگز بهطور کامل برطرف نشدند.

صدا و موسیقی
موسیقی در این بازی بسیار به ندرت شنیده میشود و این هوشمندانهترین تصمیم سازندگان بوده است. هنگام گشتوگذار در دشتهای وسیع، شما تنها صدای باد، صدای قدمهای هنری و آواز پرندگان را میشنوید؛ همین سکوت باعث میشود زمانی که موسیقی پخش میشود، مخاطب بلافاصله درک کند که لحظهای مهم و سرنوشتساز در راه است.
علاوه بر این، صداگذاری دیالوگها نیز در سطحی عالی انجام شده و جان تازهای به شخصیتها بخشیده است؛ موضوعی که بهطور مستقیم تأثیرگذاری داستان را چندین برابر میکند.

نقاط قوت و ضعف
نقاط قوت
- عمق تاریخی و واقع گرایی بی نظیر
- حس رشد و پیشرفت شخصیت
- دیالوگ و شخصیت پردازی عالی
- آزادی عمل بالا
- طراحی چالش برانگیز مبارزات
نقاط ضعف
- باگ های متعدد (به خصوص در عرضه اولیه)
- ریتم کند در میانه داستان
- سیستم سیو بازی
- گریم ضعیف شخصیت ها
نتیجه گیری
پس از بررسی بازی Kingdom Come : Deliverance میتوان گفت این عنوان یکی از جسورانهترین بازیهای نقشآفرینی (RPG) نسل خود محسوب میشود. اگر به دنبال تجربهای سرراست، آسان و بیدغدغه هستید، بهتر است از آن دوری کنید؛ اما اگر میخواهید حقیقتاً حس کنید که یک پسر آهنگر هستید که باید مهارتهای جنگیدن، خواندن و زنده ماندن را از صفر یاد بگیرد، این بازی برای شما یک شاهکار تمامعیار است.

بنظرم یکی از بهترین بازیهای RPGه که حتما باید بازی کنید.