نقد و بررسی بازی The Last of Us II

نقد و بررسی بازی The Last of Us II| سقوط انسانیت در سکوت

در دنیایی که مرز میان انسانیت و خشونت هر روز کمرنگ‌تر می‌شود، بعضی زخم‌ها هیچ‌وقت فرصت ترمیم پیدا نمی‌کنند. The Last of Us II روایتی از بقا در جهانی فروپاشیده است؛ دنیایی که در آن، نفرت می‌تواند خطرناک‌تر از هر موجود آلوده‌ای باشد. ناتی داگ در این بازی، فقط یک ماجراجویی سینمایی خلق نکرده، بلکه تجربه‌ای ساخته که مدام ذهن مخاطب را میان احساسات متضاد رها می‌کند. در ادامه، نگاهی دقیق به بخش‌های مختلف و ویژگی‌هایی خواهیم داشت که The Last of Us II را به یکی از متفاوت‌ترین آثار صنعت بازی تبدیل کرده‌اند. در ادامه همراه با گیم بلید باشید.

خرید اشتراک گیم

آنچه در این مقاله می خوانید...

معرفی بازی The Last of Us II | بازگشت به دنیایی بی‌رحم‌تر از گذشته

بازی The Last of Us II در سال 2020 توسط استودیو Naughty Dog ساخته و به‌صورت انحصاری برای پلی‌استیشن 4 منتشر شد؛ اثری که سال‌ها یکی از موردانتظارترین بازی‌های صنعت گیم به شمار می‌رفت. این بازی دنباله مستقیم نسخه اول محسوب می‌شود و داستان آن چند سال پس از اتفاقات قسمت قبلی جریان دارد؛ جایی که الی حالا دیگر آن دختر کم‌سن‌وسال و آسیب‌پذیر گذشته نیست و در دنیایی زندگی می‌کند که خشونت، بقا و انتقام به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان‌ها تبدیل شده‌اند.

ناتی داگ در The Last of Us II تلاش کرد تجربه‌ای بسیار سنگین‌تر، واقع‌گرایانه‌تر و احساسی‌تر از نسخه اول ارائه دهد. برخلاف بسیاری از دنباله‌ها که تنها به گسترش مکانیزم‌ها بسنده می‌کنند، این بازی تمرکز اصلی خود را روی روایت، شخصیت‌پردازی و تأثیر تصمیمات انسانی گذاشته است. داستان بازی با نگاهی تلخ به مفاهیمی مثل انتقام، نفرت، بخشش و پیامد خشونت پیش می‌رود و همین موضوع باعث شد The Last of Us II به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سال‌های اخیر تبدیل شود.

از نظر فنی نیز بازی یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای نسل هشتم بود. طراحی چهره‌ها، کیفیت انیمیشن‌ها، جزئیات محیط و کارگردانی سینمایی در سطحی قرار داشتند که هنوز هم جزو بهترین نمونه‌های صنعت بازی محسوب می‌شوند. ناتی داگ با استفاده از همین جزئیات توانست دنیایی خلق کند که در آن، هر محیط و هر شخصیت حس واقعی و قابل لمس بودن دارد.

The Last of Us II پس از انتشار موفق شد جوایز متعددی از جمله عنوان Game of the Year را کسب کند و همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازی‌های داستان‌محور مدرن شناخته می‌شود؛ اثری که حتی سال‌ها بعد از تجربه آن، همچنان درباره روایت و اتفاقاتش بحث می‌شود.

ویندوز آیکون
پلی استیشن آیکون

در دسترس در:

پلتفرم آیکون

تاریخ انتشار : 19 ژوئن ۲۰۲۰

تاریخ انتشار

ژانر : اکشن، ماجراجویی، بقا Action-Adventure

دسته بندی

نمره متاکریتیک: 100/93

متاکریتیک آیکون

سازنده : Naughty Dog

تاریخ انتشار

وضعیت انتشار : منتشر شده

وضعیت انتشار

روایت انتقام و شخصیت‌پردازی | سقوط در چرخه خشونت

The Last of Us Part II برخلاف بسیاری از بازی‌های داستان‌محور، فقط درباره نجات دنیا یا شکست دادن یک دشمن بزرگ نیست؛ این بازی بیشتر روی احساسات انسانی تمرکز دارد، احساساتی که به‌مرور می‌توانند انسان را تغییر دهند و حتی از درون نابود کنند. داستان بازی با یک اتفاق شوکه‌کننده آغاز می‌شود و از همان لحظه، روایت وارد مسیری می‌شود که محور اصلی آن انتقام، خشم و پیامدهای خشونت است.

الی در این نسخه شخصیتی بسیار پیچیده‌تر از گذشته دارد. او دیگر صرفاً دختری کنجکاو و امیدوار نیست و اتفاقات زندگی‌اش باعث شده نگاهش به جهان تلخ‌تر و خشن‌تر شود. بازی به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه نفرت می‌تواند آرام‌آرام تمام ابعاد زندگی یک انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ تا جایی که مرز میان قربانی و فردی که خود تبدیل به عامل خشونت شده، کم‌رنگ می‌شود. این همان نقطه‌ای است که روایت بازی را از یک داستان ساده انتقام فراتر می‌برد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های داستان، نحوه روایت چندوجهی آن است. ناتی داگ تلاش می‌کند مخاطب را فقط در جایگاه قضاوت قرار ندهد، بلکه او را وادار کند اتفاقات را از زاویه دید شخصیت‌های مختلف ببیند. همین ساختار باعث می‌شود بازیکن بارها نسبت به احساسات و قضاوت‌های خودش دچار تردید شود. بازی مدام این سؤال را مطرح می‌کند که آیا در دنیایی پر از خشونت، واقعاً می‌توان فردی را کاملاً مقصر یا کاملاً بی‌گناه دانست؟

شخصیت‌پردازی در The Last of Us Part II یکی از نقاط قوت اصلی بازی محسوب می‌شود. شخصیت‌ها فقط ابزار پیشبرد داستان نیستند؛ هرکدام گذشته، ترس‌ها، انگیزه‌ها و زخم‌های مخصوص خود را دارند. حتی بسیاری از شخصیت‌های فرعی نیز به شکلی طراحی شده‌اند که حضورشان در داستان بی‌اهمیت به نظر نرسد. این توجه به جزئیات باعث شده روابط میان شخصیت‌ها طبیعی و قابل لمس باشد.

در کنار تمام این موارد، روایت بازی از نظر احساسی نیز فشار زیادی به مخاطب وارد می‌کند. بازی بارها مخاطب را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که تصمیم گرفتن درباره درست یا غلط بودن اتفاقات آسان نیست. The Last of Us Part II دقیقاً در همین نقطه به اثری متفاوت تبدیل می‌شود؛ اثری که نمی‌خواهد صرفاً سرگرم‌کننده باشد، بلکه تلاش می‌کند مخاطب را با واقعیت تلخ خشونت و تأثیر آن بر انسان روبه‌رو کند.

 

ساختار روایی و مفاهیم فلسفی | حقیقت از زاویه‌ای دیگر

ساختار روایی و مفاهیم فلسفی | حقیقت از زاویه‌ای دیگر

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های The Last of Us Part II با بسیاری از بازی‌های داستان‌محور، ساختار روایی غیرمعمول آن است. ناتی داگ در این اثر تنها یک روایت خطی از ابتدا تا پایان ارائه نمی‌دهد، بلکه داستان را به شکلی طراحی کرده که مخاطب به‌تدریج با لایه‌های مختلف آن روبه‌رو شود. روایت بازی در مقاطع مختلف از زاویه دید شخصیت‌های متفاوت دنبال می‌شود و همین تغییر زاویه دید باعث می‌شود بازیکن درک تازه‌ای از اتفاقاتی که قبلاً تجربه کرده به دست آورد.

این ساختار روایی عمداً برای به چالش کشیدن قضاوت مخاطب طراحی شده است. در ابتدا بسیاری از اتفاقات ممکن است بسیار ساده و قابل‌قضاوت به نظر برسند، اما با پیشرفت داستان و آشنایی با دیدگاه شخصیت‌های دیگر، تصویر شکل‌گرفته در ذهن بازیکن کم‌کم تغییر می‌کند. بازی به‌جای ارائه پاسخ‌های قطعی، سعی می‌کند مخاطب را در موقعیتی قرار دهد که خودش درباره درست یا غلط بودن اعمال شخصیت‌ها فکر کند.

در بطن این روایت، مفاهیم فلسفی متعددی نیز مطرح می‌شود. مهم‌ترین آن‌ها چرخه خشونت است؛ ایده‌ای که نشان می‌دهد انتقام به‌ندرت پایانی واقعی دارد و اغلب تنها خشونت بیشتری تولید می‌کند. شخصیت‌های بازی هرکدام به شکلی درگیر همین چرخه می‌شوند و تصمیم‌هایی می‌گیرند که پیامدهای آن فقط زندگی خودشان را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

بازی همچنین به مسئله همدلی نیز می‌پردازد. The Last of Us Part II تلاش می‌کند بازیکن را وادار کند با شخصیت‌هایی همدلی کند که شاید در ابتدا پذیرش آن‌ها آسان نباشد. این رویکرد باعث می‌شود مخاطب به این فکر کند که در دنیایی پر از رنج و خشونت، تفاوت میان قهرمان و دشمن تا چه اندازه به زاویه دید وابسته است.

در نهایت، ساختار روایی بازی بیشتر از آنکه بخواهد یک داستان ساده تعریف کند، تلاش می‌کند تجربه‌ای فکری ایجاد کند. The Last of Us Part II مخاطب را تنها تماشاگر یک روایت نمی‌داند؛ بلکه او را در موقعیتی قرار می‌دهد که مدام میان احساسات، قضاوت‌ها و برداشت‌های خودش سرگردان بماند.

 

گیم‌پلی، بقا و طراحی مراحل | جایی برای اشتباه نیست

گیم‌پلی، بقا و طراحی مراحل | جایی برای اشتباه نیست

بازی لست اف اس در گیم‌پلی، همان فرمول نسخه اول را حفظ می‌کند، اما تقریباً تمام بخش‌های آن را عمیق‌تر، طبیعی‌تر و بی‌رحمانه‌تر گسترش می‌دهد. بازی از همان دقایق ابتدایی این حس را منتقل می‌کند که بقا در این دنیا فقط به مهارت تیراندازی وابسته نیست؛ هر گلوله، هر تصمیم و حتی هر صدایی می‌تواند شرایط را کاملاً تغییر دهد.

مبارزات بازی ترکیبی از مخفی‌کاری، مدیریت منابع و درگیری‌های مستقیم هستند. مهمات محدود است و بازی به‌ندرت اجازه می‌دهد بدون فکر وارد نبرد شوید. همین کمبود منابع باعث می‌شود حتی در ساده‌ترین درگیری‌ها هم نوعی استرس دائمی وجود داشته باشد. گاهی فرار کردن یا مخفی ماندن، تصمیم عاقلانه‌تری از درگیری مستقیم است.

طراحی مراحل نیز نقش مهمی در این تنش مداوم دارد. محیط‌ها نسبت به نسخه اول بازتر شده‌اند و حالا راه‌های بیشتری برای نزدیک شدن به دشمنان وجود دارد. بازیکن می‌تواند از مسیرهای مختلف وارد درگیری شود، دشمنان را دور بزند یا با استفاده از محیط برای خود برتری ایجاد کند. این آزادی عمل باعث شده مبارزات حالت تکراری نداشته باشند و هر درگیری حس متفاوتی ایجاد کند.

یکی از نقاط قوت اصلی بازی، طبیعی بودن حرکات و انیمیشن‌هاست. خزیدن زیر ماشین‌ها، شکستن شیشه‌ها، عبور از فضاهای تنگ یا واکنش سریع شخصیت‌ها هنگام فرار، همگی باعث می‌شوند درگیری‌ها بسیار واقعی‌تر از بسیاری از بازی‌های هم‌سبک به نظر برسند. حتی دشمنان نیز رفتار هوشمندانه‌تری دارند؛ یکدیگر را صدا می‌زنند، موقعیت بازیکن را بررسی می‌کنند و در صورت پیدا کردن جنازه هم‌تیمی‌هایشان واکنش نشان می‌دهند.

سیستم ساخت آیتم‌ها و ارتقاها نیز همچنان بخش مهمی از روند بقاست. بازیکن باید میان ساخت وسایل درمانی، تیرها، بمب‌ها یا ابزارهای دیگر انتخاب کند و همین محدودیت‌ها باعث می‌شود مدیریت منابع اهمیت زیادی داشته باشد. در کنار آن، ارتقای سلاح‌ها روی میزهای کار به شکلی طراحی شده که حس واقعی و فیزیکی‌تری به شخصی‌سازی تجهیزات می‌دهد.

در کنار تمام این مکانیزم‌ها، چیزی که گیم‌پلی The Last of Us Part II را متمایز می‌کند، حس خشونت و فشار روانی آن است. بازی عمداً مبارزات را سنگین، خشن و گاهی ناراحت‌کننده طراحی کرده تا بازیکن فقط از شکست دادن دشمنان لذت نبرد، بلکه وزن هر درگیری را احساس کند. همین نگاه باعث شده گیم‌پلی بازی فراتر از یک سیستم مبارزه ساده باشد و کاملاً با فضای تلخ روایت هماهنگ شود.

 

هوش مصنوعی و دشمنان | مبارزاتی پرتنش و غیرقابل پیش‌بینی

هوش مصنوعی و دشمنان | مبارزاتی پرتنش و غیرقابل پیش‌بینی

یکی از بزرگ‌ترین دلایلی که مبارزات The Last of Us Part II تا این اندازه تنش‌زا و نفس‌گیر به نظر می‌رسند، طراحی هوش مصنوعی دشمنان است. ناتی داگ تلاش کرده درگیری‌ها فقط به تیراندازی ساده محدود نشوند؛ به همین دلیل دشمنان رفتاری دارند که باعث می‌شود هر مبارزه حس غیرقابل‌پیش‌بینی و خطرناک بودن خود را حفظ کند.

دشمنان انسانی در بازی به شکل قابل‌توجهی هماهنگ عمل می‌کنند. آن‌ها هنگام جست‌وجوی محیط با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، موقعیت احتمالی بازیکن را به هم اطلاع می‌دهند و اگر جنازه یکی از هم‌تیمی‌هایشان را پیدا کنند، واکنش نشان می‌دهند. حتی بسیاری از دشمنان یکدیگر را با اسم صدا می‌زنند و همین جزئیات کوچک باعث می‌شود درگیری‌ها حس انسانی‌تر و واقعی‌تری داشته باشند.

رفتار دشمنان هنگام مبارزه نیز تنوع بالایی دارد. بعضی‌ها سعی می‌کنند بازیکن را دور بزنند، برخی از فاصله حمله می‌کنند و گروهی دیگر با فشار مستقیم اجازه مخفی شدن طولانی‌مدت نمی‌دهند. این موضوع باعث می‌شود بازیکن دائماً مجبور به تغییر موقعیت و استراتژی شود و در بسیاری از مبارزات، چند ثانیه ماندن در یک نقطه می‌تواند به قیمت مرگ تمام شود.

در کنار دشمنان انسانی، آلوده‌ها همچنان بخش مهمی از فضای خطرناک بازی هستند. رانرها با سرعت حمله می‌کنند، کلیکرها به‌واسطه شنوایی خود تهدیدی مرگبار محسوب می‌شوند و شمبلرها با گاز سمی فضای مبارزه را تغییر می‌دهند. بازی در بعضی مراحل حتی انسان‌ها و آلوده‌ها را هم‌زمان وارد درگیری می‌کند و همین موضوع باعث ایجاد موقعیت‌های غیرقابل‌پیش‌بینی می‌شود.

طراحی صدا نیز نقش مهمی در ایجاد تنش مبارزات دارد. صدای فریاد دشمنان، شکستن شیشه‌ها، تیراندازی از فاصله نزدیک یا حتی سکوت ناگهانی محیط باعث می‌شوند بازیکن مدام احساس ناامنی کند. این تنش فقط به لحظه درگیری محدود نیست؛ حتی هنگام جست‌وجوی آرام در محیط هم همیشه این حس وجود دارد که خطر ممکن است از هر نقطه‌ای ظاهر شود.

در نهایت، چیزی که سیستم مبارزات The Last of Us Part II را متمایز می‌کند، ترکیب هوش مصنوعی پویا، طراحی صوتی دقیق و حس دائمی خطر است. بازی کاری می‌کند که حتی بازیکنان باتجربه هم در هر درگیری محتاط باقی بمانند؛ چون در این دنیا، یک اشتباه کوچک می‌تواند همه‌چیز را به پایان برساند.

گرافیک و اتمسفر | اوج واقع‌گرایی در نسل هشتم

گرافیک و اتمسفر | اوج واقع‌گرایی در نسل هشتم

بازی The Last of Us Part II از نظر فنی یکی از جاه‌طلبانه‌ترین بازی‌های نسل خود محسوب می‌شود؛ اثری که مرز میان بازی و واقعیت را تا حد زیادی از بین می‌برد. ناتی داگ با استفاده حداکثری از سخت‌افزار PS4 موفق شد دنیایی خلق کند که تقریباً در تمام لحظات زنده، طبیعی و قابل لمس به نظر می‌رسد.

بزرگ‌ترین نقطه قوت گرافیکی بازی، میزان جزئیات محیط‌هاست. از خیابان‌های متروکه سیاتل گرفته تا ساختمان‌های فروریخته، جنگل‌های مرطوب و فروشگاه‌های رهاشده، همه‌چیز با دقتی خیره‌کننده طراحی شده است. محیط‌ها فقط زیبا نیستند؛ هر بخش از جهان بازی داستانی از سقوط تمدن و گذر زمان را روایت می‌کند. گیاهانی که ساختمان‌ها را بلعیده‌اند، نور کم‌رنگی که از میان پنجره‌های شکسته عبور می‌کند و آثار زندگی انسان‌ها در گوشه‌وکنار محیط، باعث می‌شوند دنیا حس واقعی‌تری داشته باشد.

نورپردازی بازی یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری اتمسفر سنگین آن است. استفاده از سایه‌ها، نور طبیعی و فضاهای تاریک باعث شده بسیاری از مراحل حس ترس و ناامنی شدیدی داشته باشند. باران‌های مداوم، مه محیط و فضاهای بسته و تاریک نیز نقش مهمی در ایجاد فضای سرد و افسرده بازی دارند.

طراحی چهره شخصیت‌ها و کیفیت انیمیشن‌ها همچنان جزو بهترین نمونه‌های صنعت بازی محسوب می‌شود. احساسات شخصیت‌ها نه‌فقط از طریق دیالوگ، بلکه با حرکات چشم، حالت صورت و زبان بدن منتقل می‌شود و همین جزئیات باعث می‌شود لحظات احساسی بازی باورپذیرتر باشند. انیمیشن‌های حرکت، مبارزه و تعامل با محیط نیز به شکلی طبیعی طراحی شده‌اند که تقریباً هیچ حرکت مصنوعی به نظر نمی‌رسد.

از نظر فنی، بازی عملکرد بسیار پایداری ارائه می‌دهد و جزئیات کوچکی مثل رد خون روی زمین، خیس شدن لباس‌ها زیر باران یا واکنش اشیا هنگام درگیری، به واقعی‌تر شدن تجربه کمک می‌کنند. اما چیزی که بیش از گرافیک خام در ذهن بازیکن باقی می‌ماند، اتمسفر سنگین و خفه‌کننده بازی است؛ فضایی که دائماً حس تنهایی، اضطراب و فرسودگی را منتقل می‌کند.

در مجموع، The Last of Us Part II فقط یک دستاورد فنی نیست، بلکه نمونه‌ای کم‌نظیر از ترکیب فناوری، طراحی هنری و فضاسازی محسوب می‌شود؛ اثری که هنوز هم یکی از واقع‌گرایانه‌ترین جهان‌های صنعت بازی را ارائه می‌دهد.

 

موسیقی و صداگذاری | روایتی از اندوه و تنهایی

موسیقی و صداگذاری | روایتی از اندوه و تنهایی

در دنیای تاریک The Last of Us Part II، موسیقی فقط یک عنصر پس‌زمینه نیست؛ بلکه بخشی از روایت و احساسات داستان محسوب می‌شود. موسیقی بازی که بار دیگر توسط گوستاوو سانتائولایا ساخته شده، با همان سبک مینیمال و ملانکولیک خود، فضای سنگین و تلخ جهان بازی را به شکلی عمیق منتقل می‌کند. قطعات ساده گیتار، ملودی‌های آرام و گاهی سکوت‌های طولانی، همگی در خدمت ایجاد حسی از تنهایی و اندوه قرار گرفته‌اند.

برخلاف بسیاری از بازی‌ها که موسیقی دائماً در حال پخش است، The Last of Us Part II از سکوت به عنوان یک ابزار روایی استفاده می‌کند. در بسیاری از لحظات، نبود موسیقی باعث می‌شود صدای محیط و نفس‌های شخصیت‌ها بیشتر به گوش برسد و همین موضوع تنش صحنه‌ها را چند برابر می‌کند. وقتی موسیقی وارد صحنه می‌شود، معمولاً در لحظاتی است که بار احساسی داستان به اوج می‌رسد.

در کنار موسیقی، طراحی صدا یکی از دقیق‌ترین بخش‌های فنی بازی به شمار می‌رود. صدای قدم‌ها روی سطوح مختلف، برخورد گلوله‌ها با اشیا، شکستن شیشه‌ها یا حتی حرکت آرام میان علف‌های بلند، همگی با جزئیاتی خیره‌کننده طراحی شده‌اند و باعث می‌شوند محیط بازی زنده‌تر به نظر برسد.

صداگذاری دشمنان نیز نقش مهمی در شکل‌گیری تنش دارد. زمزمه‌ها و فریادهای دشمنان انسانی هنگام جست‌وجو، صدای ترسناک کلیکرها در تاریکی و فریادهای ناگهانی آلوده‌ها، همگی باعث می‌شوند حتی پیش از شروع درگیری، حس خطر در فضا جریان داشته باشد.

اما تأثیرگذارترین بخش صداگذاری بازی به اجراهای صوتی شخصیت‌ها مربوط می‌شود. اجرای احساسی بازیگران، به‌ویژه اشلی جانسون در نقش الی، باعث شده بسیاری از صحنه‌های داستانی بار عاطفی عمیقی داشته باشند. لرزش صدا و نحوه بیان دیالوگ‌ها کمک می‌کند احساساتی مانند خشم، اندوه یا درماندگی به شکلی طبیعی منتقل شوند.

در نهایت، ترکیب موسیقی مینیمال، طراحی صدای دقیق و سکوت‌های حساب‌شده باعث شده The Last of Us Part II یکی از احساسی‌ترین تجربه‌های صوتی در میان بازی‌های ویدیویی باشد؛ اثری که نشان می‌دهد گاهی سکوت می‌تواند بیشتر از هر دیالوگی حرف بزند.

 

سخت‌افزار و سیستم مورد نیاز | تجربه‌ای نسل‌محور روی کنسول و PC

سخت‌افزار و سیستم مورد نیاز | تجربه‌ای نسل‌محور روی کنسول و PC

بازی The Last of Us Part II در ابتدا به‌صورت انحصاری برای PlayStation 4 منتشر شد و بعدها نسخه Remastered آن برای PlayStation 5 در دسترس قرار گرفت. این بازی روی PS4 نیز از نظر فنی عملکردی خیره‌کننده داشت، اما نسخه PS5 با رزولوشن بالاتر، نرخ فریم روان‌تر و زمان بارگذاری سریع‌تر، تجربه کامل‌تری ارائه می‌دهد. نسخه PC بازی نیز با پشتیبانی از فناوری‌هایی مانند DLSS و FSR عرضه شده و برای اجرای روان، به سخت‌افزاری نسبتاً قدرتمند نیاز دارد. هرچند بازی روی سیستم‌های میان‌رده هم قابل اجراست، اما برای تجربه جزئیات گرافیکی و نورپردازی پیشرفته، استفاده از سخت‌افزار جدیدتر توصیه می‌شود. در مجموع، The Last of Us Part II همچنان یکی از سنگین‌ترین و پیشرفته‌ترین بازی‌های نسل خود به شمار می‌رود.

سیستم پیشنهادیسیستم مورد نیازمشخصه
Windows 11 64-BitWindows 10 64-Bitسیستم‌عامل
Intel Core i7-11700 / Ryzen 7 5700XIntel Core i5-8600 / Ryzen 5 3600پردازنده
32 گیگابایت16 گیگابایتحافظه رم
RTX 4070 / RX 7800 XTGTX 1660 / RX 5500 XTکارت گرافیک
150 گیگابایت SSD NVMe150 گیگابایت SSDحافظه ذخیره‌سازی
نسخه ۱۲نسخه ۱۲DirectX
High/Ultra روی IK اجرای۴Medium روی Ip اجرای ۱۰۸۰تنظیمات هدف

نقاط قوت و ضعف

The Last of Us Part II از آن بازی‌هایی است که نمی‌توان به‌سادگی درباره‌اش حکم قطعی داد. این اثر در بسیاری از بخش‌ها به اوج می‌رسد و در بعضی تصمیم‌های روایی نیز مخاطب را به چالش می‌کشد. همین تضاد است که آن را هم‌زمان به یک شاهکار فنی و یک تجربه بحث‌برانگیز تبدیل کرده؛ اثری که شاید همه با آن موافق نباشند، اما کمتر کسی می‌تواند آن را نادیده بگیرد.

در ادامه موارد نقاط قوت و ضعف این بازی را ذکر کرده ایم:

نقاط قوت

  • وایت جسورانه و چندلایه
  • شخصیت‌پردازی پیچیده و احساسی الی و Abby
  • گیم‌پلی روان، خشن و بهبود‌یافته
  • مراحل متنوع و آزادی عمل بیشتر
  • هوش مصنوعی قابل‌قبول و درگیری‌های پرتنش
  • گرافیک خیره‌کننده و جزئیات فنی بالا
  • صداگذاری و موسیقی تأثیرگذار
  • نمایش قدرتمند خشم، فقدان و انتقام
  • دسترسی‌پذیری بسیار پیشرفته و تحسین‌شده

نقاط ضعف

  • ریتم داستان برای برخی مخاطبان کند است
  • تصمیم‌های داستانی برای همه قابل‌قبول نیست
  • بخش‌هایی از روایت Abby ممکن است کش‌دار باشند
  • تلخی و خشونت بازی برای همه مناسب نیست
  • برخی انتخاب‌ها طرفداران نسخه اول را دلسرد کردند
  • درگیری‌های احساسی بازی گاهی باعث نارضایتی می‌شوند

نتیجه‌گیری و نمره نهایی

The Last of Us Part II فقط یک دنباله برای نسخه اول نیست، بلکه اثری جاه‌طلبانه است که تلاش می‌کند مرز میان بازی و روایت سینمایی را جابه‌جا کند. ناتی داگ با ترکیب گرافیک خیره‌کننده، گیم‌پلی واقع‌گرایانه، طراحی صوتی کم‌نقص و داستانی سنگین و چندلایه، یکی از تأثیرگذارترین بازی‌های نسل را خلق کرده است. با این حال، ساختار روایی متفاوت و بعضی تصمیم‌های داستانی باعث شد بازی به اثری بحث‌برانگیز تبدیل شود و همه مخاطبان نتوانند با آن ارتباط کامل برقرار کنند. اما حتی منتقدان داستان نیز معمولاً کیفیت فنی، کارگردانی و اجرای احساسی بازی را تحسین می‌کنند. The Last of Us Part II تجربه‌ای تلخ، خشن و فراموش‌نشدنی است؛ اثری که شاید همیشه دوستش نداشته باشید، اما به‌سختی می‌توانید آن را از ذهن خود پاک کنید. از اینکه تا پایان این مقاله همراه با گیم بلید بودید سپاسگزاریم.

نمره نهایی: ۹.۴/۱۰
دلیل این نمره، کیفیت فوق‌العاده بازی در بخش‌هایی مثل گرافیک، صداگذاری، انیمیشن، گیم‌پلی و شخصیت‌پردازی است؛ بخش‌هایی که همچنان جزو بهترین‌های صنعت بازی محسوب می‌شوند. با این حال، ریتم بعضی قسمت‌های داستان و تصمیم‌های روایی جنجالی باعث می‌شود بازی برای همه مخاطبان تجربه‌ای کاملاً بی‌نقص نباشد.
5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
2 دیدگاه برای این مقاله نوشته شده است.
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
M,AHZIYAR

واقعا دم سایتتون گرم واقعا به همچین سایتی نیاز داشتم

10 بازی برتر سینگل پلیر از نگاه GamesRadar+ منتشر شدند
10 بازی برتر سینگل پلیر از نگاه GamesRadar+ منتشر شدند

وب‌سایت GamesRadar+ فهرستی از ۱۰ بازی برتر تک‌نفره را منتشر کرده است که در آن، آثاری از سبک‌های مختلف حضور...

پیش‌نمایش تازه از Final Fantasy VII Revelation منتشر شد
پیش‌نمایش تازه از Final Fantasy VII Revelation منتشر شد

در جریان رویداد نیویورک کامیک‌کان، دمویی ۳۰ دقیقه‌ای از ابتدای فصل اول Final Fantasy VII Revelation به نمایش درآمد. .img-link...

پیش‌فروش Metro 2039 از هفته آینده آغاز می‌شود
پیش‌فروش Metro 2039 از هفته آینده آغاز می‌شود

سازندگان Metro 2039 اعلام کردند که پیش‌فروش این بازی از هفته آینده آغاز خواهد شد. .img-link img { border-radius: 10px;...

فروش ۲۳۰ هزار نسخه‌ای Gears of War: E-Day
فروش ۲۳۰ هزار نسخه‌ای Gears of War: E-Day

طبق برآورد مؤسسه Alinea Analytics، بازی Gears of War: E-Day تاکنون حدود ۲۳۰ هزار نسخه فروخته است. .img-link img {...

تصویر معرفی Xbox Game Pass Ultimate و بازی‌های این سرویس
بهترین بازی های گیم پس آلتیمیت؛ ۱۰ گزینه برای بررسی و انتخاب

از رانندگی در ژاپن و مکزیک تا ساخت‌وساز، نقش‌آفرینی و رقابت گروهی؛ ۱۰ بازی گیم پس آلتیمیت را با ویژگی‌های...

احتمال عرضه Red Dead Redemption 2 برای نینتندو سوییچ ۲
احتمال عرضه Red Dead Redemption 2 برای نینتندو سوییچ ۲

طبق ادعای Nash Weedle، اینسایدر شناخته‌شده حوزه نینتندو، شرکت راکستار برنامه‌هایی برای عرضه Red Dead Redemption 2 روی کنسول Nintendo...

پیش نمایش 6 ساعته Phantom Blade Zero حسابی امیدوارکننده است
پیش نمایش 6 ساعته Phantom Blade Zero حسابی امیدوارکننده است

پیش‌نمایش‌های تازه بازی Phantom Blade Zero بازخوردهای امیدوارکننده‌ای داشته‌اند. .img-link img { border-radius: 10px; display: block; max-width: 100%; height: auto;...

دسته بندی ها

جستجو